نوجوان و معاد صفحه 65

صفحه 65

می نماید و (این درد به قدری شدید است که) جهنم به فغان می آید».

علی علیه السلام تا این سخن را شنید، متأثر شد و ناگهان از جا برخاست و به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: «یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله، بار دیگر سخنان را تکرار کنید، (چه خبر دهشتناکی) من با شنیدن این خبر دردم را فراموش کردم».

آن حضرت، نتوانست نگرانی خود را پنهان کند و از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: «آیا از مسلمانان، کسی به چنین عذابی گرفتار می شود؟»

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سرش را پایین آورد و با ناراحتی فرمود: «آری! حاکم ستمگر، کسی که به ستم، مال یتیم را بخورد و کسی که شهادت دروغ بدهد».(1)

عده ای که آنجا نشسته بودند و یا برای عیادت از علی علیه السلام در آن مکان جمع شده بودند، با شنیدن این سخنانِ تکان دهنده به فکر فرو رفتند و با رفتن پیامبر صلی الله علیه و آله آنها نیز متفرق شدند و از آن پس، بیشتر به یاد مرگ بودند.

حال کافران هنگام جان کندن

حال کافران هنگام جان کندن

خستگی و تشنگی، مأمون و لشکریانش را بی تاب کرده بود. آنان از میدان جنگ باز می گشتند و دیگر توان رفتن نداشتند. امّا ناگهان کسی از میان لشکریان فریاد زد: «آب، آب» مأمون با اسب تاخت و خود را به چشمه آبی که در میان شکاف کوهی بود، رساند. آب چشمه زلال و گوارا بود. مأمون مقداری از آن آب نوشید و لشکریان نیز از آب چشمه نوشیدند، ناگهان ماهی


1- بحارالانوار، ج 6، ص 170.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه