نوجوان و معاد صفحه 75

صفحه 75

ابوبصیر، هم چنان که به سخنان امام صادق علیه السلام گوش فرا می داد، محو خیمه ها و مناظر زیبا بود. دوست داشت که برای همیشه آنجا بماند و لذت ببرد؛ اما ناگهان همه آن صحنه ها از جلو چشمش محو شد و او خود را در جای سابق، در حضور امام صادق علیه السلام دید.

ایمان او به برزخ از آن پس بیشتر شد و پی برد که حیات برزخی، بسی قوی تر و بهتر از حیات این دنیاست.

سؤال قبر

سؤال قبر

همیشه از امتحان هراس داشت. حاضر بود به هر سختی تن در دهد، امّا به شرط آنکه امتحانی در کار نباشد و با آن پرسش و پاسخ همراه نباشد؛ به همین دلیل، روزهایی که می دانست، معلم درباره درس از او می پرسد، به بهانه ای از مدرسه می گریخت و همین موجب شد تا برای همیشه، تحصیل را رها کند و به حرفه ای دیگر رو آورد.

او شاگرد یک نجار شد. روزی، هنگام کار، سرگذشت خود را برای استاد تعریف کرد و در پایان گفت: «من از هرگونه پرسش و پاسخ بیزارم».

استاد او که انسان اهل معرفتی هم بود، او را نصیحت کرد و گفت: «تو نباید از پرسش و پاسخ اظهار بیزاری کنی، چون پرسش و پاسخ در آن دنیا هم هست».

شاگرد با تعجب گفت: «نمی فهمم، بیشتر توضیح دهید».

استاد گفت: «هنگامی که از این دنیا چشم فرو می بندی و در عالم قبر قرار می گیری و هم روز قیامت، باید پاسخگوی گفتار و رفتارت در این دنیا باشی».

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه