نوجوان و معاد صفحه 99

صفحه 99

کدام است!؟ من آن قدر «شجاع و نترس و قوی دل هستم که از هیچ چیزِ خوفناکی نمی ترسم!

حضرت به او فرمود: ای عمرو! چنین نیست که گمان کرده ای! بلکه از سوی خدا در آسمان صیحه ای زده می شود و همه زنده می شوند و صف می کشند و آسمان شکافته می شود و کوه ها متلاشی و بعد پراکنده می شوند و هیچ موجود زنده ای نیست، مگر اینکه از ترس، دلش کنده شود و گناهانش را به خاطر آورد و مشغول به نجات خود شود؛ مگر کسانی که خدا خواسته باشد.

و بعد پیامبر صلی الله علیه و آله آن قدر از اوصاف قیامت و مناظری که در آن روز اتفاق می افتد برای عمرو که بسیار شجاع و قوی بود، می گوید که او از ترس بدنش به لرزه می افتد و می گوید: ای پیامبر اسلام! برای چنین روز سختی که در پیش دارم، چه کارهایی را باید انجام دهم؟!

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بگو لا اله الا اللّه .

و عمرو، در همان جا همراه قومش مسلمان می شوند.»

جوان مغرور که این سخن را شنید، از شرم چیزی بر زبانش نیامد و از آن به بعد، به زور بازوی خود مغرور نبود و به فکر آخرت و روز قیامت افتاد و در راه کسب توشه ای که در روز قیامت به دردش بخورد، تلاش کرد.(1)

فرار از هم در قیامت

فرار از هم در قیامت

سه دوست بودند یکدل و یکرنگ. دوران کودکیشان سرشار از صفا و


1- معاد، ص 83 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه