تجربه نزدیک به مرگ (حوادث و اتفاقات کسانی که عالم بعد از مرگ را تجربه کردند) صفحه 129

صفحه 129

من درباره باورهای مذهبی بحث و گفتگو نمی کنم. برای اثبات معتبر بودن تجربه ام تلاشی نمی کنم. تلاش می کنم اجازه ندهم قواعد و مقررات کلیسا با درکی که دارم تداخل نماید. فقط تلاش می کنم با خداوند به بهترین شکلی که می توانم ارتباط داشته باشم.

درک تغییر در نگرشم به دنبال تجربه مردنم سالها طول کشید و من به یادآوری، تأمل و پذیرش هر آنچه فرا گرفتم ادامه می دهم. در ابتدا تجربیاتم تنها از آن خودم بودند.

این سفر شگفت انگیز با تمام دانش و درک از آن من بود، اما در بیان درست آنچه که باید شنیده یا فهمانده شود (که هنوز هم برایم معضلی به شمار می رود) ناتوان بودم، بنابراین تلاش می کردم هر چیزی را کنترل نمایم. سپس استاد جامعه شناسی که او را مانند دوستم می دانستم درباره کتاب کوبلر راس با من حرف زد. خواندن آن کتاب "نوش دارویی" واقعی برایم بود و حس راحتی وافری برایم به ارمغان آورد که دیگر خودم را تنها احساس نمی کردم. نمی توانستم شباهت های میان تجربه خود و دیگران را باور کنم. خواستم بیشتر یاد بگیرم. به کلاسی درباره مرگ و مردن رفتم، با این فرض که آنجا مکان امنی برای حرف زدن درباره آنچه احساس می کردم خواهد بود. زمانی که مقاله ای درباره تجربه نزدیک به مرگم نوشتم، مربی ام معتقد بود که آنچه تجربه کردم توهم حاصل از مصرف زیاد مواد مخدر بوده

سالها دوستانم مرا فردی شرافتمند، قابل اعتماد و قابل قبول می شناختند دوستانی که می توانستم درباره داستانم به آنها اعتماد کنم. آنها مرا ترغیب کردند تا بیشتر راجع به این موضوع حرف بزنم، کتابهای دیگری درباره تجارب نزدیک به مرگ بخوانم و با آنچه به طور کامل در زندگی ام فراگرفتم درهم بیامیزم.

اوقاتی هم بوده که در مورد مشکلاتی زندگی ام احساس بسیار بد و نومیدکننده ای داشته ام، که به خدا التماس کرده ام اجازه دهد به نزد او باز گردم.

دعا کرده ام بمیرم تا شانسی برای تجربه مجدد آن حالت شگفت زدگی داشته باشم.

برایم سوال بوده که چرا من فرصت دانستن این را داشتم که زندگی باشکوه پس از مرگ را درک کنم، زیرا یکی از نتایج این امر بی اهمیت شدن اراده زندگی کردن بوده است. اما من به این درک رسیده ام که دانستن این که حس عشق بی قید و شرط چه شکلی است، و تجربه چنین حس شادی و رضایتی، و یادآوری چنین زیبایی و آرامشی به این معنی است که من فرصت آوردن تجربه ام به اینجا و اکنون را داشته ام، و شاید حتی برای کمک به درک دیگران من نباید تا زمان مرگ منتظر بمانم. من خاطراتی دارم که می تواند به غنای زندگی فعلی ام کمک کند.

در 20 سال گذشته از زمانی که طعم زندگی پس از مرگ را چشیده ام تغییرات زیادی رخ داده و مطمئن نیستم که کدام یک از این تغییرات نتیجه آن تجربه هستند و کدام قسمت نتیجه رشد و بلوغ من بوده است. من معتقدم که گرچه نیمی از عمرم را به کنترل خاطرات مرگم گذراندم، اما من تحت تأثیر این جریان قرار گرفته ام.

آن موقع

اکنون

من فردی مذهبی با سوالات زیادی بودم.

الان روحانی ترم و پاسخ های زیادی برای سوالاتم دارم.

از مرگ و مردن می ترسیدم.

راحتی ام از طریق فرآیند مردن آزادی، راحتی و شادی که با مرگ می آید، نوید خواهد داد.

سردردهای میگرنی زندگی ام را بدست گرفته بود. به دارو وابسته بودم.

میگرن های گاه و بیگاهم را کنترل می کنم. تنها دارویی که می خورم تایلنول است.

اکنون خلاق و مستقلم و از موفقیتهایم احساس لذت و رضایت می کنم.

رابطه دست و پا شکسته ای با اعضای خانواده و دوستان گذشته ام داشتم.

از دوستان بسیار خوب و رابطه فوق العاده ای که با والدینم دارم حظ وافری می برم.

مفهوم "من کی ام؟" رابطه قوی با انتخابهای شغلی داشت.

اکنون مفهوم "من کی ام؟" رابطه قوی با خدا، خانواده و دوستانم دارد.

لازم بود اهداف و مسیرم را بشناسم تا بتوانم حس هدف داربودن را به دست بیاورم.

اکنون حس هدف داربودن دارم. نیازی نیست بدانم چه کاری را باید به اتمام برسانم.

با فشارهای زندگی درگیر بودم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه