تجربه نزدیک به مرگ (حوادث و اتفاقات کسانی که عالم بعد از مرگ را تجربه کردند) صفحه 289

صفحه 289

اطلاعات پس زمینه ای:

جنسیت: مونث

تاریخ وقوع تجربه ی نزدیک مرگ: هجدهم اوکتبر سال 1989

عناصر سازنده ی تجربه ی نزدیک مرگ:

در زمان وقوع تجربه آیا خطری مرگبار زندگیتان را تهدید می نمود؟ بله. خشونت درون شهری. من قربانی یک تجاوز مسلحانه شدم. این رویداد، زندگیم را تهدید می نمود البته در خطر مرگ در حین بستری شدن نبودم. تفنگی به سوی من نشانه رفت. شنیدم که ضارب تفنگ به عقب رفت و تفنگ آماده ی شلیک بود.

محتوای تجربه ی تان را چگونه من ارزیابی می کنید؟ مختلط.

آیا احساس کردید که از بدنتان جدا شده اید؟ خیر.

در طول تجربه چه موقع در بالاترین سطح درک و هوشیاریتان بودید؟ در تمام لحظات، فوق العاده هوشیار و آماده بودم.

به نظرتان سرعت گذر زمان تندتر یا کندتر گردید؟ به نظر می رسید همه چیز در یک لحظه در حال وقوع می باشد. یا زمان ایستاد و یا من درکم از عبور زمان را از دست دادم. شرایط به گونه ای بود که گویا اصلا زمان وجود ندارد و من می توانم بین ماندن در آن حالت و بازگشت به وضعیت عادی، یکی را انتخاب نمایم.

آیا شنیده هایتان با حالت عادی تفاوتی داشت؟ صدایی را شنیدم. لطفا به توضیحات مراجعه فرمایید.

آیا از تونلی عبور کردید؟ خیر.

آیا با فردی که قبلا درگذشته یا سخصی که هنوز هم زنده است رو به رو شدید؟ بله. حضور شخصی را احساس کردم که نمی دانم چه کسی یا چه چیزی بود. به هیچ وجه، او را ندیدم اما حضورش را احساس کردم.

تجربه شامل: روشنایی نیز می شد.

آیا نوری فرازمینی مشاهده کردید؟ خیر.

تجربه شامل: درک احساسات قوی نیز می شد.

طی این رویداد چن نوع احساساتی را تجربه نمودید؟ ابتدا، وحشتی فوق العاده و سپس آرامشی عظیم را احساس کردم.

تجربه شامل: کسب آگاهی های ویژه نیز می شد.

آیا لحظه ای فرارسید که ناگهان احساس کنید در حال فهمیدن همه چیز می باشید؟ همه چیز درباره ی این عالم را فهمیدم. عشق بسیار مهم است. عشق، مهمترین درسی است که ما باید در اینجا بیاموزیم اینکه چگونه بی قید و شرط یکدیگر را دوست داشته باشیم.

تجربه شامل: مرور زندگی نیز می شد.

صحنه هایی مربوط به گذشته به سراغتان آمد؟ گذشته ام بدون آنکه تسلطی بر آن داشته باشم در قالب صحنه هایی به سرعت در مقابلم ظاهر گردید. مسائلی را که از زندگی آموخته بودم و برایم مهم بودند مشاهده نمودم. دیدم عشق بسیار مهم است و مسئل مادی بی اهمیت هستند. در این عالم، ما برای یکدیگر زندگی می کنیم.

صحنه هایی از آینده به سراغتان آمد؟ صحنه هایی از آینده ی جهان تنها اطلاعات خصوصی ای که درباره ی زندگی شخصیم به من داده شد آن بود که برایت مشکلی پیش نخواهد آمد. اکنون نیز زنده و سالم در حال نوشتن این داستان برای شما می باشم.

آیا به نقطه ای رسیدید که پس با عبور از آن، حق بازگشت به دنیا را نداشته نباشد؟ به مانعی رسیدم که اجازه ی عبور از آن را نداشتم یا می توان گفت که برخلاف میلم از آنجا پس فرستاده شدم. احساس کردم در این جهان هدفی دارم که هنوز به طور کامل به آن نائل نشده ام بنابراین بازگشت را انتخاب کردم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه