انسان از مرگ تا برزخ صفحه 150

صفحه 150

اصبغ بن نباته که یکی از شیعیان علی علیه السلام بوده نقل می کند: روزی در خدمت مولایم امیر المؤ منین علیه السلام بودم که عده ای از اصحاب ، از جمله ابوموسی اشعری و عبدالله بن مسعود و انس بن مالک و ابوهریره و معیره بن شعبه و خذیفه یمانی داخل شدند و عرض کردند: یا امیر المؤ منین ! از معجزاتی که خداوند مخصوص تو قرار داده است بعضی از آن را به ما هم نشان بده . فرمود: قصد شما دیدن معجزه نیست و نمی خواهید حقیقت برایتان آشکارا شود. ولی برای این که امام حجت باشد و در قیامت عذری برای عذاب خود نداشته باشید چند معجزه را به شما نشان می دهم .

سپس فرمود: به نام خدا و برکات او بلند شوید و حرکت کنید. همه با آن حضرت حرکت کردند تا به صحرا، و آن جایی که قصدشان بود رسیدند.

بعد فرمود: ای ملائکه خدا! همین الان رئیس شیاطین و فرعون فرعون ها (عمر را) پیش من آورید.

اصبغ گفت : به خدا قسم ! به کمتر از چشم بهم زدنی او را حاضر کردند و صدای غل و زنجیری را که روی زمین می کشید با گوش خود شنیدیم در حالی که چشم ما طاقت دیدن ملائکه و گوش ما طاقت شنیدن صدای غل و زنجیری که بهم می خورد و روی زمین می کشید رانداشت . در این هنگام باد عظیمی وزید که همه ما وحشت کردیم .

ملائکه عرض کردند: یا امیرالمؤ منین ! و ای خلیفه خدا! لعن و عذاب او را زیاد

گردان . بعد او را کشان کشان آوردند و در پیش روی آن حضرت قرار دادند. فرمود:

و اویلا از آن ظلمی که به آل محمد روا داشتی ، و اویلا از آن جرئت و جسارتی که به آنان کردی .

عرض کرد: ای مولا من ! بر من رحم کن ؛ زیرا طاقت این همه عذاب و شکنجه را ندارم (در حالی که هر روز هم به آن اضافه می شود).

حضرت علی فرمود: خدا ترا رحم نکند و از گناه و کردار زشت تو در نگذرد. ای شخص پلید، ای خبیث تر از همه خبیثان ، ای شیطان پست .

بعد از آن متوجه ما شد و فرمود: آیا او را شناختید؟ قیافه و اسم او را دانستید؟ عرض کردیم : بلی ، یا امیر المؤ منین .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه