انسان از مرگ تا برزخ صفحه 164

صفحه 164

وقتی آن وزیر از دنیا رفت برای تلافی و جبران خدمتگزاریهای او دستور داد جنازه او را در حرم مطهر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام مجاور ضریح مقدس دفن کردند.

متولی حرم مطهر که مردی باتقوا و خدمت گزار به حرم بود، آن شب را در رواق ماند و همان جا به خواب رفت . در عالم خواب دید قبر وزیر شکافته شد و آتش از آن شعله ور گردید و از دودی که در آن بود بوی گند استخوان سوخته بلند است و به طوری شعله زیاد بود که حرم و صحن پر از دود و آتش شد.

در این هنگام مشاهده می کند که امام هفتم علیه السلام ایستاده و با صدای بلند متولی را صدا می زند و می فرماید: ای متولی ! برو و به خلیفه (نام خلیفه را می برد) بگو: بسبب دفن این ظالم و مجاورت او در کنار قبر من مرا اذیت و آزار رساندی و ناراحتم کردی .

متولی ترسان و لرزان ، به طوری که تمام اعضا و جوارح او

را وحشت فرا گرفته بود از خواب بیدار می شود و فورا آنچه را که در خواب دیده و واقع شده بود مفصل برای خلیفه می نویسد و به او گزارش می دهد.

خلیفه هم ، همان شب از بغداد به کاظمین می آید و حرم را خلوت می کند. دستور می دهد قبر وزیر را بشکافند و جسد خبیسش را بیرون آورده و جای دیگر دفن کنند.

وقتی قبر را در حضور خلیفه می شکافند مشاهده می کنند که در قبر جز خاکستر بدن سوخته شده چیز دیگری وجود ندارد و اثری از بدن و حتی استخوانهای وزیر نیست .(270)

عذاب برزخی ماءمون الرشید

ماءمون الرشید عباسی در اثر ظلم و جنایتی که انجام داد و امام هشتم علیه السلام به شهادت رساند به عذاب برزخی دچار آمد و عذاب برزخی او چنین است .

شیخ محمد باقر مکی از بعضی موثقین نقل می کند: وقتی به مسافرت می رفتم وسط دریا گشتی شکست و من به جزیره ای افتادم . در آن جزیره میمونی را دیدم که از چاهی آب می کشید و در حوضی که آنجا بود می ریخت !

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه