انسان از مرگ تا برزخ صفحه 208

صفحه 208

را اختیار کردند. عیسی ابن مریم علیه السلام دو رکعت نماز خواند و دست به دعا برداشت و خدا را خواند که ((سام بن نوح )) را زنده کند. خداوند دعای او را به اجابت رسانید و او را زنده کرد. عیسی دید موهای سر و محاسن او سفید شده است .

فرمود: ای ((سام ))! این سفیدی که در سر و صورت تو پیدا شده از چه جهت است در حالی که سفید شدن مو در زمان تو نبوده بلکه در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام پیدا شده است .

عرض کرد: یا روح الله ! وقتی شنیدم مرا صدا می زنی گمان کردم قیامت بر پا شده است ؛ از ترس آن روز، موهای سر و صورتم سفید شد.

فرمود: چند سال است از دنیا رفته ای ؟ عرض کرد: یا روح الله ! چهار هزار سال پیش از دنیا رفته ام و در طول این مدت هنوز سکرات و سختی های مرگ از من برطرف نشده است .(340)

صحبت کردن حضرت یحیی امام صادق علیه السلام فرمود: عیسی بن مریم علیه السلام بر

سر قبر یحیی بن زکریا علیه السلام آمد و از خدا در خواست کرد که او رازنده کند. خداوند دعای او را به اجابت رسانید و یحیی علیه السلام را زنده کرد. او از قبر بیرون آمد و عرض کرد: از من چه می خواهی و چرا مرا بیدار کردی ؟

عیسی علیه السلام فرمود: می خواستم همان طور که در دنیا با من ماءنوس بودی الان هم انس بگیری و از احوال خود برایم صحبت کنی .

عرض کرد: ای عیسی ! هنوز تلخی و سختی جان کندن از من برطرف نشده است ، می خواهی باز به دنیا برگردم و تلخی و سختی جان کندن شامل حال من شود. دیگر با عیسی صحبت نکرد، او را تنها گذاشت و به داخل قبر خود برگشت .

صحبت کردن جوانی مجرم

روزی حضرت عیسی ! با حواریون به قبرستانی عبور کردند. دیدند، عده ای مشغول دفن جوانی هستند که تازه از دنیا رفته است . بعد از دفنش ، قدری آب روی قبرش ریختند و رفتند. هنوز آب خشک نشده بود که حضرت عیسی کنار قبر او آمد و فرمود: ((به اذن خدا بلند شو)). جوان زنده شد و از قبر بیرون آمد. حضرت دید این جوان بسیار شکسته و خسته به نظر می رسد در حالی که قدش خمیده و موی سرش سفید و صورتش سیاه بود. گویی مانند پیرمردی است که چند هزار سال پیش مرده است .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه