- پیشگفتار 1
- فصل اول : ویژگیهای مرگ 2
- بخش اول : درباره مرگ 2
- مرگ از اسرار است 2
- مرگ قانونی عمومی 3
- مرگ شکننده لذت ها 6
- اشاره 6
- مرگ نابودی است ؟ 11
- گرچه نام مرگ ، برای بسیاری هول انگیز و وحشت ناک است ، ولی از نظر اسلام چهره دیگری دارد؛ چرا که مرگ گذرگاهی است به جهان دیگر و در حقیقت ((تولد دوم )) به حساب می آید. 13
- مرگ چیست ؟ 14
- مرگ در نظر ائمه 16
- مرگ پاک شدن از گناهان 18
- مرگ ترسناک است 19
- مرگ مؤ منان 22
- مرگ ظالمان 27
- مرگ مستی آور است 29
- مرگ همراه حسرت ها 31
- مرگ وداع با همگان 32
- مرگ و حضور فرشتگان 34
- مرگ و طلبکاران انسان 34
- مرگ و شیطان 36
- مرگ و ملک الموت 38
- مرگ و فرشتگان رحمت 40
- مرگ و حضور پیامبر و علی 42
- مرگ و فرشتگان غضب 42
- مرگ سخت ترین حالت برای مجرم 45
- مرگ و شکایتها 46
- مرگ و شنیدن نداها 48
- مرگ وارد شدن به زندگی جدید 49
- مقدمه 50
- فصل دوم : ارواح در عالم برزخ 50
- ارواح در قالب جدید 51
- ارواح مؤ منان به صورت انسان 52
- ارواح کفار به صورت شیطان 54
- ارواح ارتباط با بدن ها را قطع نمی کنند 54
- آداب جسد 55
- ارواح مؤ منان با خانواده ها 56
- ارواح و دیدار با جسدها 57
- زیارت اهل قبور 59
- فوائد زیارت اهل قبور 60
- پذیرایی سلمان از زائرین خود 61
- تعریف برزخ 62
- فصل اول : تعریف برزخ 62
- بخش دوم : برزخ 62
- اثبات برزخ 64
- اثبات برزخ از راه آیات 65
- چند مطلب به دست می آید 65
- فلسفه برزخ چیست ؟ 69
- تشبیه عالم برزخ به خواب 69
- عالم برزخ کجاست ؟ 72
- برزخ ساعتی بیش نیست ! 73
- چرا برزخیان را به دنیا بر نمی گردانند؟ 75
- خواجه ربیع در قبر 79
- سگ سیاه بر روی جنازه 80
- اعمال خبیثه به قیافه سگ ! 81
- جنازه دولت مردی سگ شد! 81
- از این قضیه تعجب کردم ! 82
- سئوال در قبر، از ضروریات دین اسلام 82
- فصل دوم : سئوال قبر 82
- داخل شدن نکیر و منکر در قبر 85
- درباره پیامبر هم سئوال می کنند 86
- از ولایت علی هم سئوال می کنند 90
- منکر ولایت را تازیانه زدند 91
- عده ای منکر سئوال قبراند 92
- علت خواب دیدن 93
- فصل سوم : فشار قبر 94
- مقدمه 94
- از فشار قبر خبر می دهد 96
- فریاد جنازه ای را شنید 98
- گرزهای آتشین بر سر میتی 98
- لباسشان پاره و کثیف است 100
- فشار قبر همه جا ممکن است 100
- فشار قبر کفاره گناهان است 101
- عذاب برای جسم است یا روح ؟ 101
- مثال انسان نابینا و زمین گیر 102
- چیزهایی که باعث عذاب قبر می شود 103
- سخن چینی 104
- نماز بدون وضو 104
- اجتناب نکردن از بول 105
- غیبت 105
- حق الناس 106
- یک سال عذاب قبر 106
- دوری کردن از همسر 106
- شاهزاده هندی 107
- مار، او را نیش می زد 109
- مرا از گرفتاری نجات بده 110
- یک سال عذاب برای حق الناس 111
- به اندازه یک گندم از حسناتم کم شد 112
- داستان سعد بن معاذ 113
- بد اخلاقی 113
- خبر شهادت سعد به پیامبر رسید 114
- حرام خوردن 116
- ضد ولایت 116
- ضایع کردن مال یتیم 117
- ترک نماز عشاء 117
- ربا خوردن 118
- عیب جویی از مردم 118
- مال شوهر را به اولاد شوهر قبل دادن 119
- امر به معروف و خود عمل نکردن 119
- عذابهای بعضی اضافه می شود 119
- جریدتین 120
- مقدمه 120
- فصل چهارم : چیزهایی که عذاب قبر را برطرف می کند 120
- تلقین 121
- مرگ در شب و روز جمعه 121
- ریختن آب بر قبر 121
- نماز وحشت 122
- قرآن خواندن 122
- نماز شب 123
- آگاهی به مردم دادن 124
- با فقر ساختن 124
- رکوع صحیح 124
- نماز خواندن 124
- حج خانه خدا 125
- صبر بر مشکلات 125
- صدقه 126
- با لباس کهنه از قبر بیرون آمد 127
- اولاد صالح و دوستان باوفایی ندارم 128
- برای ما خربوزه فرستادی 129
- شهادت به نفع میت 129
- نامه را در کفش گذاشت 130
- عده ای به نفع او شهادت دادند 130
- اولاد صالح 131
- پدری از عذاب نجات یافت 131
- زیارت امام حسین علیه السلام 132
- محبت اهل بیت 133
- عذاب از قبرستان بر داشته شد 135
- صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 135
- صورتش عوض شد 135
- دفن در نجف 136
- توبه از گناهان 137
- نیکی به پدر و مادر 140
- وضو 140
- ذکر خدا 140
- انسان را از عذاب می رهاند 140
- روزه 141
- غسل جنایت 141
- حج و عمره 141
- نماز 141
- خوف از خدا 142
- حسن خلق 142
- صدقه 142
- امر به معروف 142
- صله رحم 142
- سبقت در کار خیر 143
- حسن ظن به خدا 143
- گریه از ترس خدا 143
- امید داشتن به خدا 143
- صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 143
- شهادت به یگانی خدا 144
- نعمت ها افزایش می یابد 144
- مقدمه 145
- فصل پنجم : عذاب های برزخی مجرمان 145
- عذاب برزخی قابیل 145
- عذاب برزخی قاضی 147
- عذاب برزخی خسروپرویز 148
- عذاب برزخی ابابکر و عمر 149
- عذاب برزخی عمر 149
- عذاب برزخی ابن ملجم 151
- عذاب برزخی منکرین ولایت 153
- عذاب برزخی دشمنان امیرالمؤ منین 154
- عذاب برزخی معاویه 155
- عذاب برزخی یزید 156
- عذاب برزخی عبیداله 157
- عذاب برزخی مروان و عبدالملک 158
- عذاب برزخی دوستداران بنی امیه 159
- اما عذاب برزخی او 161
- عذاب برزخی حجاج بن یوسف 161
- عذاب برزخی وزیر و خلیفه عباسی 163
- عذاب برزخی ماءمون الرشید 164
- عذاب برزحی ظالم 165
- عذاب برزخی سلطان ظالم 166
- عذاب برزخی یاران ظالم 167
- عذاب برزخی زنان 168
- اما عذاب زناکاران در عالم برزخ 170
- قبر جنازه زناکار را قبول نکرد 172
- عذاب برزخی سخن چینان 173
- عذاب برزخی دروغ گویان 174
- عذاب برزخی مال یتیم خوران 175
- عذاب برزخی ثروت اندوزان 178
- عذاب برزخی فراموش کنندگان قرآن 180
- عذاب برزخی ربا خواران 181
- عذاب برزخی دنیا پرستان 182
- عذاب برزخی تندخویان 184
- عذاب برزخی رد کنندگان حاجات مسلمانان 185
- فصل ششم : پاداش برزخی نیکوکاران 186
- فصل هفتم : نپوسیدن بدنها 190
- فصل هشتم : شنیدن اموات 194
- فصل نهم : ناراحتی اموات 203
- فصل دهم : صحبت کردن اموات 206
- مقدمه 206
- صحبت کردن چند نفر با عیسی 207
- آن جماعت ((سام بن نوح )) 207
- صحبت کردن جوانی مجرم 208
- صحبت کردن جوانی نیکوکار 209
- صحبت کردن مرده 210
- صحبت کردن شمعون با امیر المومنین علیه السلام 211
- صحبت کردن پدر و مادر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم 212
- صحبت کردن فاطمه بنت اسد 213
- صحبت کردن ضمره 215
- صحبت کردن روح ((قرابهادر)) 221
- صحبت کردن با دختری با پیامبر اسلام 221
- صحبت کردن بازرگان با خانم نیکوکار 222
- صحبت کردن مردی با همسر خود 223
- فصل یازدهم : به کمال رسیدن اموات 224
- فصل دوازدهم : اجتماع ارواح در وادی السلام 229
- فصل سیزدهم : ارواح کفار در برهوت 232
- مقدمه 238
- فصل چهاردهم : صورت انسان در عالم برزخ 238
- صورت برزخی مردم را نشان داد 240
- صورت برزخی مردم در حج 240
- صورت ملکوتی ده طایفه 241
- صورت برزخی خود و دیگران را دید 241
- صورت برزخی ذکر خدا 244
- صورت برزخی اعمال مؤ من 245
- صورت برزخی نیت ها 246
- صورت اعمال بعد از عالم برزخ 247
- مقدمه 248
- فصل پانزدهم : بهشت و جهنم برزخی 248
- بهشت برزخی 248
- بهشت و جهنم را نشان داد 251
- کوثر، نهر بهشت برزخی 253
- بهشت برزخی وادی السلام است 254
- جهنم برزخی 255
- جهنم برزخی شخصی را سوزاند 258
- فصل شانزدهم : انتقال جنازه ها 259
- پی نوشتها 265
- 1تا142 266
- 143تا276 280
- 277تا415 294
از امام صادق علیه السلام نقل شده است : چون ((فاطمه )) بنت اسد، (مادر گرامی امیر المؤ منین علیه السلام ) وفات کرد، آن حضرت به نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمد، در حالی که گریه می کرد.
حضرت فرمود: یا ((علی )) چه شده است و چرا گریه می کنی ؟ عرض کرد: یا رسول الله ! مادرم از دنیا رفت و یتیم شدم .
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یا ((علی ))! او تنها مادر تو نبود بلکه مادر من هم بوده است و شروع به گریه کرد و می گفت : ((ای مادر)) سپس فرمود: یا ((علی ))! پیراهن مرا بگیر و او را در آن کفن کن و ردای مرا بگیر و او را در آن بگذار و زمانی که از غسل دادن و کفن کردن او فارغ شدید مرا خبر دهید!
چون ((فاطمه )) را کفن کردند، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم چنان نمازی بر او گذارد که مانند آن را بر هیچ کس ، نه قبل و نه بعد از آن نگذارده بود. پس از آن ، در قبر ((فاطمه )) رفت و بر پشت خوابید. چون او را در قبر گذارند، فرمود: یا ((فاطمه ))! گفت :
(لبیک یا رسول الله ).
فرمود: آیا آن چه را که پروردگارت به تو وعده داده بود دیدی که حقیقت داشت ؟ گفت : آری ، ای رسول خدا! خدایت تو را جزای خیر دهد. حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم سر خود را در قبر فرو برده بود و با ((فاطمه )) گفت و گو می کرد. بعد چند لحظه سکوت کرد و مانند این که به حرف کسی گوش دهد گوش می داد. بعد فرمود: ((یا فاطمه ابنک ابنک علی ، لا جعفر و لا عقیل )).
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از قبر خارج شد. عرضه داشتند: یا رسول الله ! امروز با ((فاطمه )) کاری کردید که با هیچ کس نکرده بودید. اولا در لباس های خودتان او را کفن نمودید. ثانیا در قبر او داخل شدید و خوابیدید. ثالثا نماز مفصلی بر او گذاردید و این گفت و گو و مناجات طولانی را که با او کردید، به خاطر نداریم که با شخص دیگری این اعمال را انجام داده باشید!
فرمود: اما کفن کردن او را در لباس خود به جهت آن بود که روزی گفتم : بسیاری از مردم روز قیامت برای عرض اعمال از قبرهای خود عریان محشور می شوند. ((فاطمه )) ضجه ای زد و گفت : ای وای از رسوایی روز قیامت و عریان بودن بدن ها! پس من لباس خود را به او پوشاندم . در نمازی که بر ((فاطمه )) خواندم از خداوند خواستم که آن کفن را کهنه نگرداند تا زمانی که ((فاطمه )) در بهشت وارد
شود خداوند دعای مرا مستجاب کرد.
اما داخل شدن در قبر او به جهت آن بود که روزی گفتم : چون میت را دفن نمایند قبر، او را فشار می دهد. وقتی مردم از کنار قبر برگردند دو ملک به نام ((نکیر و منکر)) می آیند و از او سئوال می کنند ((فاطمه )) گفت : به خدا پناه می برم . از خدا خواستم که دری از بهشت به سوی قبر او بگشاید و قبر، او را فشار ندهد. امام این که گفتم : ((ابنک ابنک )) وقتی فرشتگان از خدا و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سئوال کردند، جواب داد. وقتی از امام او سئوال کردند، یا نتوانست جواب دهد و یا خجالت کشید. من به او تلقین کردم که امام تو ((پسرت )) علی است . او هم جواب داد و ملائکه رفتند.(345)