انسان از مرگ تا برزخ صفحه 215

صفحه 215

صحبت کردن جمجمه انوشیروان عمار یاسر می گوید: امیر المومنین علیه السلام وارد شهر مدائن شده و در ایوان کسری فرود آمد در حالی که ((دلف بن بحیر)) با آن حضرت بود. بعد از خواندن نماز، با جماعتی از اهل ساباط حرکت کرد و به ((دلف بن بحیر)) فرمود: تو هم با ما حرکت کن . همه با هم حرکت کردند و از تمام منزل ها و کاخ های کسری بازدید کردند و به ((دلف )) فرمود: کسری در این مکان فلان چیز را داشت و در آن مکان فلان چیز را گذاشته بود.

((دلف )) تمام اخبار غیبی آن حضرت را تصدیق کرد و گفت : یا امیر المومنین ! چنان خبر می دهی گویا خود شما

آن چیزها را در آن جاها گذاشته اید.

در بین حرکت خود، به ((جمجمه )) پوسیده ای رسیدند. به یکی از اصحاب فرمود: این ((جمجمه )) را بردار و داخل ایوان بیاور. خود حضرت هم داخل ایوان شدند و نشستند. بعد فرمود: طشت آبی بیاورید و ((جمجمه )) را داخل آن بگذارید.

سپس رو به آن ((جمجمه )) کرد و فرمود: ترا قسم می دهم خبر دهی من کیستم و تو چه کسی هستی ؟ در این حال ((جمجمه )) با زبان فصیح با زبان فصیح گفت : اما تو امیر المومنین و سید وصیین و امام متقین هستی و من هم بنده تو کسری انوشیروان (پادشاه بزرگ دنیا) می باشم .

حضرت احوال او را پرسید. در جواب گفت : یا علی ! من پادشاهی عادل و مهربان برای رعیت بودم ؟! ظالم نبودم و از ظلم دیگران هم ناراحت می شدم ؟! اگر چه حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در زمان پادشاهی من متولد شده و کنگره های قصر من در کوشش زیادی کردم که به او ایمان آورم . ولی ریاست و حکومت و عشق به دنیا مرا مشغول کرد و آخر الامر به دین مجوس از دنیا رفتم . چقدر سخت است که نعمت بزرگ رسالت و رهبری را از دست دادم و به او ایمان نیاوردم و خود را از سعادت و بهشت محروم کردم .

اما خداوند با این کیفر، مرا از عذاب و آتش نجات داد؛ زیرا در میان رعیت با عدل و انصاف رفتار می کردم ؟! اگر چه در دوزخ هستم ولی آتش بر من

حرام است و مرا نمی سوزاند. دائما حسرت می خورم که چرا ایمان نیاوردم ؛ زیرا اگر ایمان آورده بودم الان در ردیف دوستان و طرف داران شما به حساب می آمدم .(346)

صحبت کردن ضمره

از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است : حضرت علی ابن الحسین امام سجاد علیه السلام فرمود: ما نمی دانیم با مردم چگونه رفتار کنیم . اگر آن چه را که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ما رسیده است . برای آنها بگوییم می خندند و اگر ساکت بمانیم طاقت نمی آوریم . ضمره بن سعید، وقتی سخن آن حضرت را شنید گفت : آن چه را که به تو رسیده است برای ما بگو.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه