انسان از مرگ تا برزخ صفحه 217

صفحه 217

صحبت کردن و دعوت نمودن مرده ای خداوند به افراد مؤ منی که از دنیا رفته و وارد عالم برزخ شده اند آن قدر نعمت و امکانات می دهد

که اگر بخواهد همه اهل زمین را دعوت کند می تواند. نعمت ها، میوه ها، شیرینی ها، غذاها، لذت ها و شادی های آن جا، با عالم دنیا فرق می کند و قبل مقایسه نیست ، لذتی که از خوردن و چشیدن میوه ها و غذاهای دنیا می بریم قطره ای از میوه ها و شیرینی ها و لذت های عالم برزخ است . بعضی افراد زنده در همین عالم از غذاها و میوه های برزخی استفاده کرده و لذت آن ها را برده اند. در این جا به چند مورد از آنان اشاره می کنیم .

1- مرحوم نراقی در کتاب خزائن از یکی از موثقین اصحابش نقل فرموده که گفت : من در سن جوانی با پدرم و جمعی از دوستان هنگام عید نوروز در اصفهان دید و بازدید می کردیم . روز سه شنبه ای برای بازدید یکی از رفقا که منزلش نزدیک تخت فولاد(348) اصفهان بود رفتیم . گفتند: ایشان منزل نیست .

چون راه طولانی و درازی را آمده بودیم ، برای رفع خستگی و زیارت اهل قبور به قبرستان رفتیم و آن جا نشستیم . یکی از رفقا به مزاح و شوخی رو به قبر نزدیکمان کرد و گفت : از صاحب قبر! ایام عید است . آیا از ما پذیرایی نمی کنی ؟ ناگهان صدای از قبر بلند شد و گفت : هفته دیگر روز سه شنبه همین جا همه مهمان من هستید.

می گوید: ما همه وحشت کردیم و گمان نمودیم تا روز سه شنبه بیشتر زنده نیستیم . مشغول اصلاح کارهای خودمان شدیم و وصیت های خود را کردیم

و آماده مرگ شدیم ، اما هر چه صبر کردیم از مرگ خبری نشد. روز سه شنبه مقداری که از روز گذشت با هم جمع شدیم و گفتیم : بر سر همان قبر برویم شاید منظور مردن نبوده است . همگی حرکت کردیم . وقتی سر قبر حاضر شدیم یکی از ما گفت : ای صاحب قبر! به وعده خود وفا کن .

صدایی از قبر بلند شد که بفرمایید: ناگهان جلو چشممان عوض شد و چشم ملکوتی ما باز گردید. باغی دیدیم در نهایت طراوت و صفای ظاهر و در آن ، نهرهای آب صاف و جاری و درخت های مشتمل بر انواع میوه های چهار فصل پیدا بود و بر آن درختان انواع مرغان خوش الحان مشغول آواز و نغمه سرایی بودند. شروع به گردش کردیم تا رسیدیم به عمارتی دار نهایت زیبایی و تجملات که در میان آن باغ بود و اطراف آن عمارت به باغ گشوده می شد و ما داخل آن شدیم .

دیدیم شخصی در نهایت کمال و صفا در بالای قصر نشسته است و جمعی از ماه رویان ، کمر خدمت به میان بسته و آماده دستور و پذیرایی از ما هستند. چون آن شخص ما را دید از جا برخاست و عذر خواهی کرد. در این بین انواع و اقسام شیرینی ها و میوه ها و آن چه را که در دنیا ندیده بودیم و تصورش را هم نمی کردیم مشاهده نمودیم .

وقتی شروع به خوردن کردیم ، چنان لذت بردیم که هیچ وقت چنین لذتی نبرده بودیم و هر چه می خوردیم سیر نمی شدیم و باز بیشتر

اشتها داشتیم ، باز میوه ها و غذاهای گوناگون با طعم های مختلف آوردند، خوردیم و لذت بردیم . پس از ساعتی برخاستیم که ببینیم چه روی داده است . آن شخص بزرگوار، ما را تا بیرون باغ مشایعت کرد. پدرم از او سئوال نمود: شما کیستید که خدای متعال چنین دستگاه وسیع و با عظمتی به شما عنایت فرموده است که اگر تمام عالم را بخواهید مهمانی کنید می توانید و بگو بدانم این جا کجاست ؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه