انسان از مرگ تا برزخ صفحه 222

صفحه 222

روزی شخصی خدمت حضرت رسول علیه السلام آمد تو عرض کرد: یا رسول الله ! در یکی از سفرهایم وقتی به شهر و خانه مراجعه کردم . دیدم دختر کوچکی با وسائل بازی خود مشغول بازی کردن است . سئوال کردم : این دختر از کیست ؟!

آن حضرت فرمود: حرکت کن و آن وادی را به نشان بده ، آن مرد هم ، با حضرت به سوی آن وادی حرکت کرد. وقتی رسیدند، حضرت به پدر آن دختر فرمود: اسم

دخترت چه بود؟ عرض کرد: فلانی .

حضرت رسول علیه السلام فرمود: با فلانه ! به اذن خدا زنده شود( و جواب مرا بده ) دختر زنده شد و عرض کرد: ((لبیک و سعدیک یا رسول الله !)) فرمود: پدر و مادر تو (کار بسیار زشتی انجام دادند که ترا کشتند و در این وادی انداختند، ولی الان ) مسلمان شده ( واز کار خود پشیمان هستند و توبه کرده اند) اگر دوست داشته باشی به دنیا برگردی و با آنها زندگانی کنی امکان بازگشت برای تو می باشد.

عرض کرد: یا رسول الله ! مرا دیگر حاجب به آن ها نیست و کاری با ایشان ندارم و نمی خواهم دیگر به زندگی دنیا بر گردم و با آنها محشور باشم ؛ زیرا خداوند از پدر و مادر (ظالم و بی عاطفه ) از برای من بهتر است . (355)

صحبت کردن بازرگان با خانم نیکوکار

نقل شده است : در اصفهان یکی از بازرگانان ثروتمند وفات یافت ، در مراسم کفن و دفن و تشییع جنازه او گروهی از مردم سر شناس حضور یافتند. بزرگ او هنگام دفنش از نزدیک شرکت جست و مطابق معمول ، همه از گورستان به خانه بازگشتند. صبح روز بعد همان فرزند، موقعی که لباسش را پوشید دریافت که ساعت گرانبهای بغلی او گم شده است !

چون ساعت از جنس طلا بود و آن را با دانها الماس زینت کرده بودند فورا جستجو آغاز شد. ولی آن را نیافتند و پس از مشاوره و گفت و گوی موشکافانه که میان اهل منزب به عمل آمد، کنیز سیاه پوستی را که خانه زاد آنها بود، دزد ساعت تشخیص

دادند و او را محاکمه کردند. آن زن بینوا و بی گناه هر چه انکار کرد با خشونت و سخت گیری بیشتری مواجه گردید تا آن جا که به ((داغ و درقش )) کشیده شد و آن مسکین بی دفاع را با میله ای از آهن گداخته آن قدر شکنجه کردند تا به حال بی هوشی افتاد.

چند خانه آن طرف تر، خانم نیکوکاری که سر شناس اهل محل بود در عالم خواب بازرگان را دید که با حالت نگران و مضطرب پیش روی او ظاهر شد و گفت : الان باید جای دیگری باشم اما به خاطر آن کنیز بی گناه پیش تو آمده ام (ولی خانم که از سخنان او مطلبی را به خاطر نمی آورد چون از واقعه گم شدن ساعت خبر نداشت از وی سئوال کرد: موضوع کنیز چیست ؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه