انسان از مرگ تا برزخ صفحه 236

صفحه 236

یمن و ((وادی برهوت )) حرکت می کند و در آنجا مشغول دعاء و توسل و نماز و روزه می شود تا این که روزی روح ((شیخ عبدالطاهر)) را مشاهده می کند. سئوال می نماید: آیا شما جناب ((شیخ )) هستید؟ می گوید: آری ، گفت : مگر شما همان کسی نیستید که مجاور مکه بودید؟ گفت : چرا؟

سئوال می کند: امانت من چه شد؟ چرا در این جا هستی ؟ تو باید در ((وادی السلام )) باشی . در جواب می گوید: اما امانت تو را در فلان کوزه در فلان قسمت از خانه خود زیر زمین پنهان کرده ام . تو به سراغ آن نیامدی تا این که من از دنیا رفتم . الان برو به وارثین من ، آن جا را نشان بده و امانت خود را بگیر.

اما سئوال کردی چرا من اینجا هستم ؟ باید بگویم : سه گناه باعث شد که من را در این ((وادی )) بیاورند و مورد عذاب قرارم می دهند.

1 - به من گفتند: تو در خراسان اقوام خود را ترک کردی و در مکه ماندی .

2 - گفتند: یک دینار به غیر مستحق پرداخته ای . 3 - گفتند: عالمی در کنار منزل تو منزل داشت به او اهانت می کردی و از او احترام نمی نمودی . خداوند به واسطه این سه عمل مرا به اینجا آورد و عذاب کرد.(377)

ارتباط مستقیم با اهل دنیا گاهی ارواح در عالم خواب با اهل دنیا تماس برقرار می کنند و مطالبی در میانشان رد و بدل می شود و حتی خبرهای غیبی را به اهل دنیا می

دهند. گاهی در بیداری مستقیما با اهل خود تماس برقرار می کنند و با یکدیگر ملاقات می نمایند. به چند نمونه از آنها توجه کنید.

1 - عبیده بن عبدالله از موسی بن جعفر علیه السلام نقل کرده است : امام موسی علیه السلام فرمود: با پدرم (امام صادق ) برای سرکشی به بعضی از اموالش از مدینه خارج شدیم و به سوی عریض (378) حرکت کردیم ، چون به بیابان رسیدیم ، پیرمردی که موهای سر و صورتش سفید شده بود بر پدرم وارد شد و سلام کرد.

پدرم پیاده شد و به نزد او رفت و مشغول صحبت شدند. می شنیدم که به آن پیرمرد می گفت : فدایت شوم و مدت طولانی با هم نشستند و از یکدیگر پرسشهایی کردند.

پس از مدتی ، آن پیرمرد بلند شد و با پدرم وداع و خداحافظی کرد و رفت . پدرم ایستاد و پیوسته به پشت سرش نظر می کرد تا او از نظرها پنهان شد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه