انسان از مرگ تا برزخ صفحه 241

صفحه 241

حضرت فرمود: بلکه چقدر ناله و فریاد بسیار و حاجی کم است ؟ سپس فرمود: ای ابا بصیر؟ آیا دوست داری که راستی گفتار مرا دریابی و آن چه را که گفتم با دیدگان خود ببینی ؟ پس حضرت دست به چشمان او مالید و دعایی خواند، چشمان ابوبصیر که سابقا نابینا بود بینا شد. حضرت فرمود: ای ابوبصیر! نگاه کن به سوی حاجی ها!

ابوبصیر می گوید: نگاه کردم دیدم اکثر مردم از میمون ها و خوکها هستند و مؤ من در میان آنها، همچون ستاره تابان در شب تاریک می درخشد. عرض کرد: راست گفتی ای مولای من ! چقدر حاجی کم و ناله و فریاد بسیار است . پس دوباره آن حضرت دعایی خواند و دست به چشمان ابوبصیر کشید به حالت اول درآمد و نابینا شد. از علت نابینایی خود سئوال کرد. حضرت فرمود: خدا به تو ستم نکرده و اینطور درباره تو پسندیده است .(382)

صورت برزخی خود و دیگران را دید

نقل شده است : شخصی از اهل فکر، در گوشه ای از صحن حضرت امام رضا علیه السلام نشسته و در دریای از تفکر فرو رفته بود. یک مرتبه حالتی به او دست داد، صورت ملکوتی افرادی را که در صحن مطهر بودند مشاهده کرد. دید خیلی عجیب است !

صورتهای مختلف زننده و ناراحت کننده از اقسام حیوانات ، بعضی

از آنها، صورتهایی بود که از شکل و قیافه چند حیوان حکایت می کرد. درست مردم را تماشا کرد، دید در بین جمعیت کسی نیست که صورتش سیمای انسان باشد مگر یک نفر سلمانی که در گوشه صحن ، کیف خود را باز کرده و مشغول اصلاح و تراشیدن سر کسی است و فقط او به شکل و صورت انسان می باشد.

آن شخص با عجله خود را از بین جمعیت به او که نزدیک در صحن بود رسانید، سلام کرد و گفت : ای آقای سلمانی ! می دانی چه خبر است ؟

او خندید و گفت : آقا تعجب مکن ، آئینه را بگیر و خودت را نگاه کن ؟ وقتی آئینه را گرفت و در آن نگاه کرد، دید صورت خود او هم به شکل حیوانی است . عصبانی شده و آئینه را بر زمین زد.

سلمانی گفت : ای آقا! برو خودت را اصلاح کن آئینه گناهی ندارد.(383)

صورت ملکوتی ده طایفه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه