گلستان قرآن صفحه 127

صفحه 127

دردا که طببیب، صبر(1) می فرماید

وین نفس حریص را شکر می باید(2)

«عَسَی أَنْ تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ» «(3)

«و شاید چیزی را خوش نداشته باشید، درحالی که خیر شما در آن است.»

قاف، قوف، قیف

دو نفر با یکدیگر رفیق بودند. یکی از آن دو، فضل و کمالش بیشتر بود و دیگری بهره چندانی از کمال نداشت. ازبس که رفیق بی کمال، بالای منبر سخنان غلط می گفت، روزی رفیق باکمال گفت: «هر وقت بالای منبر سخن بی قاعده و غلط گفتی، من سرفه می کنم تا آن را اصلاح کنی. تا این که روزی رفیق بی کمال بر بالای منبر رفت و سوره قاف را تفسیر کرد؛ پس از شروع، گفت: «قاف» ازقضا رفیقش بی اختیار سرفه کرد. رفیق منبری اش به خیال آن که آیه را غلط تلفظ نموده، گفت: «قوف.» این بار رفیقش عمداً سرفه کرد تا اشتباهش را به او بفهماند. رفیق منبری گفت: «قیف.» دوستش بار دیگر سرفه کرد. رفیق منبری گفت: «سرفه و مرگ،


1- صبر: نوعی گیاهی دارویی و بسیار تلخ.
2- مجله بشارت، فروردین و اردیبهشت 1383، شماره 40.
3- بقره، 216.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه