گلستان قرآن صفحه 228

صفحه 228

فرزند خویش (شیرکوه) باقی گذاشت. صلاح الدین معترض میراث او شد و بیشتر آن را مصادره کرد و فقط چیزهایی که به کارش نمی آمد را نگرفت.

یک سال بعد، وقتی که صلاح الدین، برادرزاده خود (شیرکوه) را دید، به قصد دلجویی از او پرسید: «تا کجای قرآن پیش رفته ای؟» گفت: «إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَی ظُلْماً إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَاراً»؛(1) «آنان که اموال یتیمان را به ستم می خورند، شکم خویش را پر از آتش می کنند.« حاضران و صلاح الدین از هوش و حاضرجوابی شیرکوه شگفت زده شدند.»(2)

اعرابی و تأثیر قرآن

زمخشری در تفسیر کشاف از اصمَعی(3) نقل می کند: «روزی از مسجد شهر بصره خارج شدم. ناگهان به یک عرب بیابانی برخورد کردم که شمشیر به دست می رفت. از من پرسید از کدام قبیله ای؟ گفتم: «از قبیله بنی الاصمع.»

پرسید: «از کجا می آیی؟» گفتم: «از خانه خدا.» گفت: «آنجا چه می کردی؟» گفتم: «کتاب خدا تلاوت می نمودم.» پرسید: «مگر خدا کتابی دارد که تلاوت بشود؟» گفتم:


1- نساء،10.
2- مجله بشارت، خرداد و تیر 1389، شماره 77، لطایف قرآنی.
3- نام او عبدالملک بن قریب بود و در ایام هارون الرشید می زیست، حافظه عجیب و اطلاعات وسیعی از تاریخ و ادبیات عرب داشت و در سال 216 در بصره وفات کرد (الکنی و الالقاب، جلد 2 صفحه 37.)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه