گلستان قرآن صفحه 254

صفحه 254

سران قریش و قرآن

روایت کرده اند که شبی ابوسفیان و ابوجهل و اخنس بن شریق بدون اطلاع همدیگر از خانه خارج شدند و در اطراف خانه رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) هرکدام در گوشه ای پنهان شدند تا به قرائت قرآن آن حضرت در نماز شب گوش دهند.

هیچ کدام از جای دیگری خبر نداشت. چون صبح شد، متفرق شدند و به طور تصادف درراه به هم رسیدند و چون از مکان و منظور یکدیگر مطلع شدند، همدیگر را ملامت کرده، گفتند: «ازاین پس به چنین کاری دست نزنید، زیرا اگر مردم باخبر شوند، ممکن است فکر و خیالی درباره شما کنند.» آن ها در روز به دنبال کار خود می رفتند ولی شب دیگر دوباره هرکدام به جای دیشب آمده و تا صبح در آنجا نشستند و به قرآن پیامبر (صلّی الله علیه وآله)گوش دادند و چون صبح شد، متفرق شدند و دوباره درراه، به هم برخورد نمودند و همان سخنان دیروز را تکرار کردند. در شب سوم بازهم چنان هر یک در اطراف خانه رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) آمده، درجایی پنهان شدند و همان قضیه پیش آمد.

اخنس در آن روز خانه ابوسفیان آمد و به او گفت: «نظر تو درباره آنچه از محمد (صلّی الله علیه وآله) شنیدی چیست؟»

ابوسفیان گفت: «به خدا، مقصود برخی ازآنچه را شنیدم دانستم و معنای برخی دیگر را ندانستم.»

اخنس گفت: «به خدا سوگند، من هم مانند تو بودم.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه