گلستان قرآن صفحه 54

صفحه 54

اگر نوح نمی رود!

پیش نمازی در نماز، پس از حمد، سوره نوح را می خواند. در همان آیه اول «إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحاً»؛ «ما نوح را فرستادیم» ماند و ادامه آیه، یادش نیامد. مأمومی- که حوصله اش سر رفته بود- گفت: «اگر نوح نمی رود، دیگری را بفرست و ما را رهان کن!»(1)

من نیز مسلمان شدم

طفیل بن عمرو که شاعر شیرین زبان خردمندی بود و در میان قبیله خود، نفوذ کلمه داشت؛ روزی وارد مکه گردید. اسلام آوردن مردی مانند طفیل، برای قریش بسیار سخت بود. از همین رو سران قریش و سیاست مداران، دور او را گرفتند و گفتند: «این مردی که کنار کعبه نماز می خواند، با آوردن دین جدید، اتحاد ما را به هم زده و با سحر بیان خود، میان ما تفرقه انداخته است! می ترسیم میان قبیله شما نیز دودستگی بیفتد. پس بهتراست که با او صحبت نکنی!» طفیل می گوید:

«سخنان آن ها چنان مرا ترساند که از ترس تأثیر سحر بیان او، تصمیم گرفتم با محمد (صلّی الله علیه وآله) صحبت نکنم و سخنانش را هم نشنوم. درنتیجه هنگام طواف، پنبه در گوش های خود کردم تا مبادا صدای قرآن و نماز او به گوش من برسد. صبح


1- مجله بشارت خرداد و تیر 1389 - شماره 77 ، لطایف قرآنی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه