- مقدمه 1
- انگیزه سازی 8
- پرورش احساس 12
- رفتار سازی 14
- روضه 16
- 2-قبر 18
- انگیزه سازی 18
- اقناع اندیشه 19
- پرورش احساس 22
- رفتار سازی 24
- روضه 25
- انگیزه سازی 27
- اقناع اندیشه 29
- پرورش احساس 30
- رفتار سازی 32
- روضه 34
- انگیزه سازی 35
- اقناع اندیشه 37
- پرورش احساس 39
- رفتار سازی 40
- روضه 42
- انگیزه سازی 44
- اقناع اندیشه 45
- رفتار سازی 50
- مولودی 52
- انگیزه سازی 53
- اقناع اندیشه 55
- پرورش احساس 57
- رفتار سازی 59
- روضه 60
- انگیزه سازی 62
- اقناع اندیشه 63
- پرورش احساس 65
- رفتار سازی 68
- روضه 70
- انگیزه سازی 71
- اقناع 73
- پرورش احساس 74
- رفتار سازی 76
- روضه 79
- انگیزه سازی 81
- اقناع اندیشه 82
- تحریک احساس 85
- رفتار سازی 87
- روضه 89
- انگیزه سازی 91
- اقناع اندیشه 92
- پرورش احساس 95
- رفتار سازی 97
- روضه 98
- انگیزه سازی 100
- اقناع اندیشه 101
- پرورش نیت 103
- رفتار سازی 105
- روضه 107
باشند؛ مانند شهدا که از همین اطاعت در مواقع حسّاس به درجات عالیه رسیدند و هم ردیف انبیاء و صدیقین شدند.
پرورش احساس
حضرت آیت الله حق شناس رضوان الله تعالی علیه می فرمودند: آقا! در تهران بگردید و ببینید کسی مانند این احمد آقا (شهید نیری) پیدا می شود یا نه؟
حاج آقا وقتی وارد خانه شدند، در همان ورودی منزل رو به برادر شهید کردند و با حالتی افسرده خاطره ای نقل کردند و فرمودند: به جز بنده و خادم مسجد، این شهید بزرگوار هم کلید مسجد را داشتند. بعد نفسی تازه کردند و فرمودند: من یک نیمه شب زودتر از ساعت نماز راهی مسجد شدم. به محض این که در را باز کردم، دیدم شخصی در مسجد مشغول نماز است. حضرت آقای حق شناس مکثی کردند و ادامه دادند: من دیدم یک جوان در حال سجده است، اما نه روی زمین؛ بلکه بین زمین و آسمان مشغول تسبیح حضرت حق است. آقای حق شناس در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده بود، ادامه دادند: من جلو رفتم و دیدم همین احمد آقا مشغول نماز است. بعد که نمازش تمام شد، پیش من آمد و گفت: تا زنده ام به کسی حرفی نزنید.(1)
رفتار و عملکرد احمد آقا با بقیه فرق چندانی نداشت؛ یک
1- . عارفانه؛ زندگی نامه شهید علی نیری، چاپ سوم، گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، ص 15.