- مقدمه 1
- انگیزه سازی 8
- پرورش احساس 12
- رفتار سازی 14
- روضه 16
- 2-قبر 18
- انگیزه سازی 18
- اقناع اندیشه 19
- پرورش احساس 22
- رفتار سازی 24
- روضه 25
- انگیزه سازی 27
- اقناع اندیشه 29
- پرورش احساس 30
- رفتار سازی 32
- روضه 34
- انگیزه سازی 35
- اقناع اندیشه 37
- پرورش احساس 39
- رفتار سازی 40
- روضه 42
- انگیزه سازی 44
- اقناع اندیشه 45
- رفتار سازی 50
- مولودی 52
- انگیزه سازی 53
- اقناع اندیشه 55
- پرورش احساس 57
- رفتار سازی 59
- روضه 60
- انگیزه سازی 62
- اقناع اندیشه 63
- پرورش احساس 65
- رفتار سازی 68
- روضه 70
- انگیزه سازی 71
- اقناع 73
- پرورش احساس 74
- رفتار سازی 76
- روضه 79
- انگیزه سازی 81
- اقناع اندیشه 82
- تحریک احساس 85
- رفتار سازی 87
- روضه 89
- انگیزه سازی 91
- اقناع اندیشه 92
- پرورش احساس 95
- رفتار سازی 97
- روضه 98
- انگیزه سازی 100
- اقناع اندیشه 101
- پرورش نیت 103
- رفتار سازی 105
- روضه 107
1-مرگ
انگیزه سازی
مادرش می گوید: لحظه ای که محمدرضا را کنار قبر گذاشتند و درِ تابوت را باز کردند، همه آمدند و با شهید خداحافظی کردند. من یک مفاتیح برداشتم و گوشه ای دورتر از قبر نشستم. مشغول زیارت عاشورا بودم که شهید را بلند کردند و در قبر گذاشتند. همین که من رسیدم به فراز «السلام علیک یا اباعبدا...» یک دفعه شنیدم که پدرش با صدای بلند می گفت: مادرش را بگویید بیاید. ابتدا تصور کردم به خاطر آخرین لحظه دیدار و وداع با فرزندم مرا صدا می زنند، ناگهان پدر شهید و تمام جمعیت یک صدا فریاد زدند: شهید دارد می خندد! ولی آن لحظه باور نکردم، گفتم شاید احساساتی شده اند؛ آخر مگر می شود جسدی که پنج روز در سردخانه بوده و گردنش