- مقدمّه (طرح تحقیق): 1
- تقدیم به: 1
- مفهوم صراط 6
- معنای صراط 8
- اشاره 8
- مصادیق صراط مستقیم 9
- اعتقاد به صراط 24
- ویژگی های صراط 27
- نیایش های امام سجّاد (علیهِ السَّلام) 36
- عقبه های صراط 39
- کلام شیخ صدوق (رحمه الله) 39
- روایت امام باقر (علیهِ السَّلام) 41
- پرسش های عقبه های صراط 44
- امانت داری و صله رحم 48
- الب ارسلان و پیرزن 49
- دادخواهی از مظلوم 49
- آیت الله شاه آبادی (رحمه الله) و سرهنگ شهربانی 51
- رضاخان و کشتن دو جوان 51
- نماز 52
- سؤال از مال 54
- حکایت سیّدعبدالکریم نیلی نجفی (رَحمَه ُالله) 57
- عبور مردم از صراط 61
- امید به رحمت خدا 65
- اشاره 65
- پذیرش ولایت اهل بیت (عَلیهِم السَّلام) 69
- شناخت اهل بیت (عَلیهِم السَّلام) 75
- دوست داشتن اهل بیت (عَلیهِم السَّلام) 77
- زیارت اهل بیت (عَلیهِم السَّلام) 83
- صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّد 86
- وضو گرفتن 87
- محافظت بر نمازهای پنجگانه 88
- شرکت در نماز جماعت 89
- بعد هر نماز بخواند 90
- نماز شب 91
- هشت رکعت نماز در شب شنبه 97
- نماز شب اوّل ماه رجب 98
- حاجت درمانده ای را به حاکم رساندن 99
- نماز شب جمعه 99
- یاری کردن برادر مؤمن 100
- وام دادن به برادر مؤمن: 103
- صدقه: 104
- یاری کردن مؤمن نزد حاکم: 104
- روزه ماه رجب: 105
- استغفار در ماه شعبان: 108
- احیای شب 23 ماه مبارک رمضان: 109
- خوش اخلاقی در ماه مبارک رمضان: 110
- تلاوت حکمت: 112
- قرائت سوره قیامت: 112
- پرستاری از مریض: 113
- صراط طالبان علوم دینی دقیق تر و باریک تر است 114
- حق مال را ادا کردن: 116
- قربانی کردن 117
- فلسفه عبور از صراط 118
- نخستین کسی که بر صراط می رود، کیست؟ 119
1- غفاری ساروی، حسین، آئین بندگی و نیایش، ص148.
2- ر.ک: الکافی، ج2، ص331، ح2؛ الرساله السعدیه، ص149؛ ثواب الاعمال، ص272.
خاص، گاوی را در کنار نهری دید که می چرید، آن را ذبح کرد و پاره ای از گوشتش را کباب نمود. آن گاو از پیره زنی بود که چهار یتیم داشت و وجه معیشتشان از شیر آن حاصل می شد. چون آن عجوزه [پیرزن] از این واقعه مطّلع شد دود از نهاد او بر آمد و مقنعه از سر کشیده بر سر پلی که گذرگاه آن سلطان بود نشست تا سلطان به آنجا رسید. با قدّ خمیده از جای جست و با دیده گریان روی به سلطان کرده گفت: ای پسر «الب ارسلانو» اگر داد مرا در سر این پل نمی دهی در سر پل صراط دست دادخواهی بر آرم و دست خصومت از دامنت برندارم. بگو تا از این دو پل کدام را اختیار می کنی؟
سلطان از هیبت این سخن بر خورد بلرزید و پیاده گشته گفت: مرا طاقت سر پل صراط نیست بگو تا چه ستم بر تو شده؟ پیره زال صورت حال را به موقف عرض رسانید. سلطان متأثّر گشته اوّل فرمود: تا آن غلام را به سزایش رسانیدند. و به عوض آن ماده گاو، هفتاد گاو، و به روایتی دویست گاو از سر کار خاصه به آن پیره زال دادند. گویند که: چون ملک شاه از دنیا رفت آن پیره زال بر سر قبر او نشست و گفت: پروردگارا من بیچاره بودم او مرا دستگیری کرد امروز او بیچاره است تو او را دستگیری کن. یکی از نیکان، سلطان را در خواب دیده گفت: خدا با تو چه کرد؟ گفت: اگر نه دعای آن پیره زن بود مرا عذابی می کردند که اگر بر همه اهل زمین قسمت می نمودند همگی معذّب می شدند.(1) .