فروغ مسجد (1) : جموعه سخنرانی ها ، کمیسیون ها، بیانیه پایانی صفحه 163

صفحه 163

آن است:

«قال میمون بن مهران کنت جالساً عندالحسن بن علی علیه السلام فاتاه رجل فقال له یابن رسول اللّه، ان فلانا علی مال و یرید ان یحبسنی فقال علیه السلام و اللّه ما عندی مالٌ فاقضی عنک.

قال: فکلمه.

قال: فلبس نعله فقلت له یابن رسول اللّه انسیت اعتکافک؟ فقال له لم انس و لکنّی سمعت ابی علیه السلام یحدث عن جدی رسول اللّه صلی الله علیه و آله انه قال: من سعی فی حاجه اخیه المسلم فکانما عبداللّه عزوجل سته آلاف صائماً نهاره قائماً لیله».(1)

میمون بن مهران می گوید با امام مجتبی علیه السلام نشسته بودیم، امام در مسجد معتکف بود، مردی آمد و عرض کرد: ای پسر رسول خدا! فلانی از من مالی طلبکار است و از من شکایت کرده و قصد دارد مرا به زندان بیفکند.

امام حسن علیه السلام فرمود: به خدا سوگند مالی نزد من نیست تا دین تو را ادا کنم. آن شخص گفت: ای پسر رسول خدا پس بیا با او حرف بزن بلکه به احترام شما به من مهلت دهد.

راوی می گوید:

امام بلافاصله حرکت کرد و کفش خود را پوشید. من گفتم:


1- . میزان الحکمه، ج 2 ، ص 2059 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه