- خطبه الکتاب 1
- اشاره 4
- لذّت های مادّی بهشت 9
- اثبات معاد جسمانی و روحانی از آیات و روایات 9
- لذّت های معنوی بهشت 11
- نظر فقها و محدّثین درباره لذّت های بهشتی 14
- ارواح مؤمنین در عالم برزخ 16
- ملاقات ارواح مؤمنین با یکدیگر در برزخ 19
- بدن های مؤمنین پس از مرگ 21
- خروج از دنیا و ورود به عالم بقا 26
- همه اهل عالم می میرند جز ذات مقدّس الهی 32
- قابض ارواح مؤمنین و کفّار 33
- هیئت واقعی ملک الموت 36
- اشاره 37
- سکرات و سختی های مرگ 37
- 1 - مجبور نبودن مؤمن به مرگ و خروج از دنیا 38
- اشاره 44
- 3 - وضعیّت کفّار و دشمنان خاندان نبوّت هنگام مرگ 44
- قصّه سیّد حمیری هنگام مرگ 46
- بشارت امیرالمؤمنین(علیه السلام)به حارث همدانی 47
- نظر علاّمه مجلسی درباره حضور ائمّه(علیهم السلام)هنگام احتضار 52
- 4 - احوال مؤمن و کافر در عالم برزخ 52
- 5 - بقای روح در عالم برزخ و فنای بدن تا قیامت 53
- 6 - تجسّم روح در برزخ 55
- 7 - بقای روح و زیارت اموات 57
- 9 - کیفیّت سؤال نکیر و منکر پس از دفن میّت 66
- 10 - سؤال از ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام)در قبر 68
- اشاره 68
- سخنان حضرت زین العابدی(علیه السلام)درباره سؤال قبر 71
- 11 - فشار قبر [ ضغطه القبر] 73
- 12 - تأثیر جریدتان [ دو چوب تر] در کنار میّت 76
- 13 - انتقال اموات به وادی السّلام و برهوت 77
- اشاره 81
- اشاره 82
- 2 - خروج دابّه الأرض 85
- 3 - طلوع خورشید از مغرب 85
- دمیدن اسرافیل در صور و فنای عالم 86
- دگرگونی عالم قبل از قیام قیامت 93
- شیعیان امیرالمؤمنین(علیه السلام)در بحران دگرگونی عالم 97
- حضور حیوانات و شیاطین و جنّیان در قیامت 99
- وضعیّت اطفال شیعه در عالم برزخ 104
- احوال اطفال و مجانین و مستضعفین در قیامت 105
- میزان و حساب در قیامت 111
- حساب و سؤال و ردّ مظالم عباد در قیامت 114
- کسانی که در قیامت مورد حساب واقع می شوند 116
- شهود قیامت و اتمام حجّت 132
- حوض کوثر 134
- شفاعت در قیامت 140
حبّه کوچکی است که خلاصه وجود اوست، در هر صورت از اخبارمعصومین«علیهم السلام»استفاده می شود که در این گونه موارد ما باید سکوت بکنیم و علم آن را به معصومین«علیهم السلام»واگذار نماییم.سپس گوید: برخی گفته اند:معنای حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» این است که همان گونه که معرفت به ذات خداوند امکان ندارد معرفت به نفس و روح انسان نیز امکان ندارد.(1)
از سویی رسول خدا«صلی الله علیه و آله»فرمود:«اسکتوا عمّا سکت اللّه عنه.» یعنی: «چیزی که خداوند از بیان حقیقت آن سکوت نموده، شما نیز سکوت نمایید.»(2)
امام صادق«علیه السلام»نیز به شیعیان خود فرمود:«شما حقّ ندارید نسبت به آنچه آگاهی از آن ندارید سخن بگویید بلکه باید بحثی درباره آن نکنید وعلم آن را به امامان خود واگذارید.»(3)
و نیز فرمود: «یکی از حقوق واجب خداوند بر مردم این است که آنچه را می دانند بگویند و نسبت به آنچه نمی دانند خودداری کنند و اگر
1- . حقّ الیقین: 2/48. امکان دارد معنای این حدیث این باشدکه روح انسان از امر پروردگاراست و نمونه ای برای ذات حق تعالی و حکومت او در عالم وجود است بدون آن که برای او مثل و مانندی باشد و زمان و مکانی داشته باشد و با شناخت وضعیّت روح و حکومت آن در عالم بدن، انسان می تواند خدای خویش را نیز بشناسد، چرا که او دارای زمان و مکان و محدود به حدّ و اندازه ای نیست و مثل و مانندی ندارد.
2- . عوالی اللئالی: 3 / 166؛ حدائق النّاضره: 8 / 224.
3- . کافی: 1 / 50 .