صحنه های قیامت صفحه 47

صفحه 47

سپس به دنبال اشعار فوق گفت: «أشهد أن لا إله إلاّ اللّه حقّا حقّا و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه«صلی الله علیه و آله»حقّا حقّا و أشهد أنّ علیّا أمیرالمؤمنین حقّا حقّا أشهد أن لا إله إلاّ اللّه.» سپس چشمان خود را بست و یکباره روح او از بدن مفارقت نمود.(1)

بشارت امیرالمؤمنین(علیه السلام)به حارث همدانی

شیخ مفید«رحمه الله»در کتاب امالی از اصبغ بن نباته نقل نموده که گوید: حارث همدانی(2)] یعنی، حارث اعور همْدانی که مرحوم برقی او را ازاولیای خدا دانسته است] با گروهی از شیعیان که من نیز بین آنان بودم خدمت امیرالمؤمنین«علیه السلام»آمد در حالی که مریض بود و به عصای خود تکیه نموده بود و با آرامی راه می رفت. پس امیرالمؤمنین«علیه السلام»به او توجّه نمود و او دارای منزلتی بود نزد آن حضرت، از این رو، به او فرمود:

«ای حارث، چگونه است حال تو؟» حارث عرض کرد: یاامیرالمؤمنین، حال خوبی ندارم چراکه می بینم اصحاب شما سخن های خصمانه ای با یکدیگردارند. امیرالمؤمنین«علیه السلام»فرمود:«خصومت آنان در چیست؟» حارث گفت: سخنان آنان درباره شما و آن سه نفری است که قبل از شما حاکم بوده اند، برخی درباره شما غلوّ و زیاده روی نموده اند و برخی معتدل و مطیع شمایند و برخی درباره شما در شکّ و حیرت


1- . حقّ الیقین: 2 / 62 - 63 ؛ امالی طوسی: 627 .
2- . گفته شده که حارث از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السّلام و فقیه ترین اصحاب آن حضرت بوده است و از شیخ بهایی نقل شده که گوید: او جدّ ما بوده و از یاران امیرالمؤمنین علیه السّلام به شمار می رفته است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه