صحنه های قیامت صفحه 78

صفحه 78

رؤسای کفّار پس از دفن اجسادشان به آن جا منتقل می شود.»(1)

در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «در ماورای یمن منطقه ای است که به آن وادی برهوت گفته می شود و در آن وادی جز مارهای سیاه و بوم [ یعنی شب پره و آن حیوانی است که بر امام حسین علیه السلام گریه می کند] از پرندگان وجود ندارد، و در آن وادی چاهی است که به آن برهوت گفته می شود و ارواح مشرکین همواره در آن رفت و آمد می کنند و از آب چرکینی که در آن است استفاده می نمایند.»(2)

مرحوم علیّ بن ابراهیم قمّی در تفسیر خود از جابر از امام باقر علیه السلام نقل

نموده که فرمود: «مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول اللّه، چیز بزرگ و عجیبی را دیدم. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چه دیدی؟ اعرابی گفت: من مریضی داشتم که گفته بودند باید از چاه احقاف برهوت آب بنوشد تا بهبودی پیدا کند. پس من آماده شدم و مشکی و قدحی با خود بردم تا از آب آن چاه بردارم و در مشک بریزم، ناگهان دیدم چیزی مانند زنجیر از بالا به پایین آمد و گفت: مرا آب بده که اکنون می میرم.

پس من سر خود را بالا بردم و قدح را به طرف او گرفتم تا به او آب بدهم، ناگهان دیدم او مردی است و در گردن او زنجیری است و چون خواستم به او آب بدهم او را کشیدند. پس من به طرف آب رفتم تا از آن بردارم ناگهان دیدم او باز آمد و گفت: العطش العطش، مرا آب بده که


1- . حقّ الیقین: 2 / 86 ؛ کافی: 3 / 146.
2- . همان؛ بحارالأنوار: 6 / 291.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه