صحنه های قیامت صفحه 79

صفحه 79

السّاعه می میرم. پس من قدح آب را بالا بردم که به او آب بدهم ناگهان باز او را کشیدند و مقابل نور خورشید قرار گرفت و این مسأله سه مرتبه تکرار شد و من آب را برداشتم و به او ندادم. رسول خدا صلی الله علیه و آلهفرمود: او قابیل فرزند آدم علیه السلام است که برادر خود هابیل را کشت و خداوند درباره او می فرماید: «وَ الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَسْتَجیبُونَ لَهُمْ بِشَیْءٍ إِلاّ کَباسِطِ کَفَّیْهِ إِلَی الْماءِ لِیَبْلُغَ فاهُ وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ وَ ما دُعاءُ الْکافِرینَ إِلاّ فی ضَلالٍ»(1).»(2)

شخصی به نام ادریس گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: «من و پدرم به طرف مکّه می رفتیم و پدرم پیش از من به محلّی به نام ضجنان رسید، ناگهان مردی را دید که زنجیری به گردن او آویخته بودند و می کشیدند. پس آن مرد نزد من آمد و گفت: به من آب بده. و پدرم فریاد کرد: آب به او مده، خدا او را سیراب نکند. ناگهان دیدم مردی به دنبال او آمد و زنجیر او را گرفت و یکباره او را در پایین ترین طبقه آتش انداخت.»(3)

بشیر نبّال گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: «من با پدرم در وادی عسفان [ و یا ضجنان] بودیم، پس استر پدرم فرار کرد، ناگهان من مردی را دیدم که زنجیر به گردن اوست و دیگری او را با آن زنجیر می کشد. پس او به من گفت: آب به این ندهید، خدا او را سیراب نکند. پس من به پدرم گفتم: این مرد کیست که او را به زنجیر کشیده اند؟ پدرم فرمود: او معاویه است.»(4)

یحیای امّ طویل گوید: همراه حضرت زین العابدین علیه السلام از مدینه به مکّه آمدم و آن حضرت بر استری سوار بود و من بر شتری سوار بودم و


1- . سوره رعد: 14.
2- . حقّ الیقین: 2 / 86 ؛ بحارالأنوار: 6 / 291.
3- . حقّ الیقین: 2 / 89 ؛ بصائر الدّرجات: 305.
4- . بحارالأنوار: 31 / 645 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه