- مقدمه 1
- انگیزه سازی 8
- پرورش احساس 12
- رفتار سازی 14
- روضه 16
- انگیزه سازی 18
- 2-قبر 18
- اقناع اندیشه 19
- پرورش احساس 22
- رفتار سازی 24
- روضه 25
- انگیزه سازی 27
- اقناع اندیشه 29
- پرورش احساس 30
- رفتار سازی 32
- روضه 34
- انگیزه سازی 35
- اقناع اندیشه 37
- پرورش احساس 39
- رفتار سازی 40
- روضه 42
- انگیزه سازی 44
- اقناع اندیشه 45
- رفتار سازی 50
- مولودی 52
- انگیزه سازی 53
- اقناع اندیشه 55
- پرورش احساس 57
- رفتار سازی 59
- روضه 60
- انگیزه سازی 62
- اقناع اندیشه 63
- پرورش احساس 65
- رفتار سازی 68
- روضه 70
- انگیزه سازی 71
- اقناع 73
- پرورش احساس 74
- رفتار سازی 76
- روضه 79
- انگیزه سازی 81
- اقناع اندیشه 82
- تحریک احساس 85
- رفتار سازی 87
- روضه 89
- انگیزه سازی 91
- اقناع اندیشه 92
- پرورش احساس 95
- رفتار سازی 97
- روضه 98
- انگیزه سازی 100
- اقناع اندیشه 101
- پرورش نیت 103
- رفتار سازی 105
- روضه 107
می کنند. هنگامی که روح جدیدی بر آنان وارد می شود، دیگران گویند: رهایش کنید تا قدری استراحت کند، چرا که او از مرحله سختی عبور کرده است. بعد از آن که استراحت کرد، از او می پرسند: فلان کس چه شد؟ اگر این روح جواب داد که هنوز زنده است و در دنیا می باشد، اینها منتظر و امیدوار می مانند که شاید نزد آن ها بیاید و اگر گفت که مرده است، می فهمند وضعش بد است، چون اگر آدم خوبی بود پس از مرگ نزد آن ها می آمد. پس می گویند: از بین رفت. حیف که اینطور شد!(1)
پرورش احساس
حتی اموات از کارهای خیری که برای آن ها انجام می دهیم باخبر شده و متنعم می شوند:
ثقه الاسلام نوری از سید حسن حسینی اصفهانی نقل می کند: چون پدرم وفات کرد، من در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم و کارهای آن مرحوم به دست بعضی از برادران من بود. چون هفت ماه از وفات آن بزرگوار گذشت، والده ام به رحمت الهی پیوست. جنازه آن مرحومه را به نجف آوردند و دفن کردند.
در یکی از روزها در خواب دیدم در اتاق خود نشسته ام که ناگاه مرحوم والدم وارد شد. من برخاستم و سلام کردم. او در صدر مجلس نشست و مرا نوازش کرد. به او گفتم: شما در اصفهان وفات کردید، چگونه شد که شما را در اینجا می بینم؟ فرمود: بلی، لکن بعد از وفات، ما را در نجف منزل دادند.
1- . کافی (ط - دار الحدیث)، ج 5، ص602.