شهد سخن4: معاد در قرآن(نمونه فیش سخنرانی ویژه ایام دهه دوم ماه مبارک رمضان) صفحه 67

صفحه 67

در پشت آن درخت و کنار رودخانه چندین دختر مشغول شنا کردن بودند.

من همان جا خدا را صدا زدم: الان شیطان به شدت من را وسوسه می کند که نگاه کنم، اما خدایا من به خاطر تو از این گناه می گذرم.

سریع از آنجا دور شدم و کتری را از جای دیگر آب کردم. بچه ها مشغول بازی بودند، برای همین مشغول درست کردن آتش شدم. دود زیادی به چشمم رفت؛ اشک از چشمانم جاری بود.

یادم افتاد که حاج آقا (حق شناس) گفته بود: هر کس برای خدا گریه کند، خداوند او را خیلی دوست خواهد داشت.

همین طور که داشتم اشک می ریختم، گفتم: از این به بعد برای خدا گریه می کنم.

حالم خیلی منقلب بود، هنوز از آن امتحان سختی که کنار رودخانه برایم پیش آمده بود، دگرگون بودم.

همین طور که اشک می ریختم با توجه گفتم: یاالله! یاالله!

به محض تکرار این عبارت صدایی شنیدم که از همه طرف شنیده می شد. صدا از همه سنگ ریزه های شنیده می شد؛ از همه کوه ها و درخت ها و سنگ ها صدا می آمد!

همه می گفتند: سبوح قدوس ربنا و رب ملائکه و روح (پاک و مطهر است پروردگار ما و پروردگار ملائکه و روح).

وقتی صدا را شنیدم، ناباورانه همه جا را نگاه کردم، از ادامه بازی بچه ها فهمیدم که کسی نشنیده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه