- سرآغاز … 1
- بخش یکم نگاهی به متن حدیث «سدالابواب» … 4
- به روایت ترمذی … 4
- اشاره 4
- متن حدیث «سدّ الأبواب» … 4
- به روایت حاکم نیشابوری … 6
- به روایت احمد بن حنبل … 6
- به روایت نسائی … 8
- بخش دوم وارونه حدیث سدالابواب … 11
- وارونه کردن این حدیث … 11
- اشاره 11
- حدیث وارونه به روایت بُخاری … 12
- حدیث وارونه به روایت مسلم … 14
- تحریف حدیث وارونه توسّط بُخاری … 15
- حدیث دریچه به روایت ابن عبّاس … 18
- بررسی سند حدیث «دریچه» در صحیح بخاری و صحیح مسلم … 18
- نگاهی کوتاه به شرح حال عِکْرَمه آزاد شده ابن عبّاس … 19
- حدیث وارونه به روایت ابوسعید خُدری … 21
- نگاهی به شرح حال مالک … 22
- نگاهی کوتاه به شرح حال ابن ابی اویس … 34
- شرح حال فلیح بن سلیمان … 36
- بررسی سند حدیث تحریف شده … 38
- افزودن جمله باطل به حدیث وارونه … 40
- بخش سوم عالمان اهل سنت واستدلال به حدیث وارونه … 43
- استدلال با واژگانی آشفته … 43
- تشویش و پریشانی در بیان استدلال … 51
- استدلال و استشهاد برخی به این حدیث ساختگی … 54
- زیاده روی در تعصّب … 57
- نگرشی دیگر در حدیث اصلی … 59
- بخش چهارم بررسی نظریه صحیح در حدیث سد ابواب … 59
- رد سخنان برخی توسط برخی دیگر … 61
- سر در گمی در حل مشکل … 70
- دیدگاه ابن روزبهان … 71
- بررسی دیدگاه ابن روزبهان … 71
- دیدگاه ابن کثیر … 73
- بررسی و نقد دیدگاه ابن کثیر … 74
- دیدگاه ابن حجر … 76
- نقد دیدگاه ابن حجر عسقلانی … 79
- نقد دیدگاه … 88
- دیدگاه ابن عراق … 92
- دیدگاه مبارکفوری … 93
- دیدگاه حلبی … 94
- نقد دیدگاه حلبی … 95
- حقیقت امر در حدیث سدّ الأبواب … 97
- کتابنامه … 101
شماره صفحه در کتاب - ص: 115
***
البته این سخن در رد دیدگاه خطّابی، ابن بطّال و پیروان آن هاست؛ هم چنین ردّی است بر خود ابن حجر که این گونه جمع را برگزیده و با وجود این، کلمات آنان را نقل می کند؛ مگر آن که گفته شود: خود ابن حجر این نظریه را نپسندیده است، چنانچه پیش تر در نقل آن مطالب به این دیدگاهش اشاره کردیم که گفت: «و ادّعا کرده اند …».
حقیقت امر در حدیث سدّ الأبواب …
با توجه به آن چه بررسی شد، روشن شد که هیچ یک از مواردی که در جمع بین دو قصه ذکر کرده اند، تمام نیست. از طرفی سخنان عالمان اهل تسنّن در این جا در نهایت آشفتگی است. این آشفتگی فقط به جهت خودداری آنان از ارائه حق و اعتراف به واقعیت هاست.
بنابراین، حقیقت امر در این حدیث چنین است:
روزی رسول خدا صلی اللَّه علیه وآله دستور داد که تمام درهایی که به مسجد باز می شدند بسته شود و این به جهت منزّه داشتن مسجد از پلیدی ها و دور نگهداشتن آن از آلودگی ها بود. حتی درِ خانه عمویش حمزه سیدالشهداء علیه السلام را با وجود برتری و خویشاوندی و مقام رفیعش بست.
احادیثی که بیان گر علّت بستن درها هستند- و ما آن ها را یادآور شدیم- نزد شیعه و سنی بسیار است.