- سرآغاز … 1
- اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه … 4
- پیش گفتار … 4
- بخش یکم آفرینش اهل بیت علیهم السلام … 6
- عدم سنجش کسی از امّت با مرتبه و مقام اهل بیت … 6
- آفرینش نوری اهل بیت … 8
- یگانگی تبار … 10
- بهترین خاندان و برترین قبیله … 12
- پاره ای از وجود شریف … 13
- پرورش یافتگان نبوّت … 16
- بخش دوم اخلاق وخوی های پسندیده اهل بیت علیهم السلام … 16
- فرشته اعظم … 17
- خلوت در حراء … 18
- برتری دیگر … 19
- پیشوایان بعد از پیامبر … 20
- جایگاه رازِ پیامبر خدا و گنجینه علوم … 23
- دانش اهل بیت علیهم السلام و کتاب های آسمانی … 26
- اهل بیت علیهم السلام و زنده کنندگان دانش … 29
- اصل و ریشه پیامبری … 31
- اهل بیت علیهم السلام و حقایق قرآن و سنّت … 34
- اهل بیت علیهم السلام و علم به غیب … 38
- اهل بیت علیهم السلام و درهای دانش … 40
- بخش سوم کمالات و فضایل اهل بیت علیهم السلام … 43
- اهل بیت علیهم السلام ساخته خداوندگار و مردم ساخته آنان … 43
- اهل بیت علیهم السلام و مقام عصمت … 50
- پایه های دین و هدایت گران مردمان … 54
- جایگاه و مقام اهل بیت … 57
- همانند منزلت قرآن … 57
- نکاتی مهم … 59
- ستارگان هدایت … 62
- اهل بیت علیهم السلام و اقامه لوازم امامت و مهتری … 64
- اهل بیت علیهم السلام و دفاع از حریم دین الاهی … 67
- اهل بیت علیهم السلام یکی از دو ثقل گران بها … 70
- اهل بیت علیهم السلام و پرچم های برافراشته حق … 73
- اهل بیت علیهم السلام و حق سروری و مهتری … 76
- اهل بیت علیهم السلام و شایستگان سروری و امامت … 78
- خطبه شقشقیه … 79
- مرگ با شناخت آنان شهادت است … 84
- کتابنامه … 89
شماره صفحه در کتاب - ص: 31
***
بخش دوم اخلاق وخوی های پسندیده اهل بیت علیهم السلام …
پرورش یافتگان نبوّت …
اهل بیت علیهم السلام در اخلاق و خوی های پسندیده به سان پیامبر هستند. پس تمامی خوی های پسندیده پیامبر و برتری های اخلاقی آن حضرت، در آل محمّد علیهم السلام است؛ زیرا آنان همان گونه که گذشت، از یک ریشه هستند و علاوه بر این، آنان در دامان پرمهر او پرورش یافتند و از پیشگاه او علم و معرفت آموختند.
حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید:
أنا وضعت فی الصغر بکلاکل العرب، وکسرت نواجم قرون ربیعه ومضر، وقد علمتم موضعی من رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه وآله بالقرابه القریبه والمنزله الخصیصه، وضعنی فی حجره وأنا ولد، یضمّنی إلی صدره ویکنفنی فی فراشه، ویمسّنی جسده، ویشمّنی عرفه، وکان یمضغ الشی ء ثمّ یلقمنیه، وما وجد لی کذبه فی قول، ولا خطله فی فعل؛