سلسله پژوهش های اعتقادی، حقیقت صحابه المجلد 25 صفحه 91

صفحه 91

شماره صفحه در کتاب - ص: 110

***

کنیز امّ ولد زید بن ارقم، به عایشه همسر پیامبر صلی اللَّه علیه وآله گفت: ای امّ المؤمنین! آیا زید بن ارقم را می شناسی؟

عایشه گفت: آری.

امّ بحنه گفت: من غلامی را به هشتصد (درهم یا دینار یا …) به صورت نسیه به زید بن ارقم فروختم، امّا وی به پولش نیاز داشت، بنابراین قبل از سررسید، آن غلام را به ششصد (درهم یا دینار یا …) از او خریداری کردم.

عایشه گفت: چه بد خرید و فروشی انجام داده ای! به زید بگو که اگر توبه نکند، جهاد خود با رسول خدا صلی اللَّه علیه وآله را تباه ساخته است.

امّ بحنه گفت: می توانم آن دویست (درهم یا دینار یا …) را رها کنم و ششصد (درهم یا دینار یا …) را بگیرم؟

عایشه گفت: آری، زیرا قرآن می فرماید:

«فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهی فَلَهُ ما سَلَفَ»؛ (1)

و اگر به کسی پند و اندرزی از جانب پرودگارش رسد و (از ربا خوردن) خودداری کند، آن چه گذشته، از آنِ اوست.


1- . تفسیر ابن کثیر: 1/ 335، الدرّ المنثور: 1/ 645، این ماجرا در هر دو کتاب مذکور، در تفسیر آیه 275 سوره بقره که به تحریم ربا می پردازد، نقل شده است، ابن کثیر اضافه می کند: «این داستان، مشهور است». ابن اثیر در جامع الاصول، المرغینانی در کتاب هدایه و کاشانی در بدائع این ماجرا را نقل کرده اند
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه