- سرآغاز … 1
- داستان سپاه یمن … 4
- اشاره 4
- پیش گفتار … 5
- اشاره 10
- بخش یکم سند حدیث سپاه یمن … 10
- حدیث سپاه یمن و راویان آن … 11
- حدیث سپاه یمن و حافظان بزرگ حدیث … 12
- بخش دوم متون حدیث سپاه یمن … 15
- اشاره 15
- گزینش چهار متن … 16
- روایت امیر مؤمنان علی علیه السلام … 16
- اشاره 16
- روایت بریده بن حُصیب … 19
- روایت عمران بن حصین … 36
- روایت ابن عباس … 45
- بخش سوم نگاهی به مفهوم حدیث سپاه یمن … 52
- اشاره 52
- دلالت حدیث بر ولایت علی علیه السلام … 53
- دلالت حدیث بر عصمت … 59
- وجود نفاق در زمان رسول خداصلی اللَّه علیه وآله … 63
- اشاره 74
- بخش چهارم حدیث سپاه یمن و تلاش هایی ناکار آمد درباره آن … 74
- شیوه های مقابله … 75
- اشاره 75
- 1. تحریف … 76
- 2. حذف … 78
- 3. تکذیب … 79
- کتابنامه … 82
شماره صفحه در کتاب - ص: 46
***
هنگامی که به نزد رسول خدا صلی اللَّه علیه وآله بازگشتیم ماجرا را برای ایشان بازگو کردم.
در روایت دیگری آمده است: خالد نامه ای به رسول خدا صلی اللَّه علیه وآله نوشت و ایشان را از ماجرا آگاه کرد.
به خالد گفتم: اجازه بده تا من نامه را برسانم.
او درخواست مرا پذیرفت و من به نزد رسول خدا رفتم، هنگامی که ایشان نامه را قرائت می کرد، هماره می گفتم: کاملًا درست است.
در این هنگام چهره رسول خدا صلی اللَّه علیه وآله سرخ شد و فرمود:
من کنت ولیّه فعلی ولیّه؛
هر کس من ولیّ او هستم علی ولیّ اوست.
آن گاه فرمود: ای بریده! آیا از علی متنفر هستی؟
گفتم: آری.
فرمود: از او متنفر نباش، چرا که حق او در خمس، بیش از این هاست.
در روایت دیگری آمده که پیامبر خدا صلی اللَّه علیه وآله فرمود:
لا تقع فی علی، فإنّه منّی وأنا منه وهو ولیّکم بعدی؛
از علی بدگویی نکن، زیرا او از من است و من از او هستم و پس از من، او ولیّ شماست.