عقیده یک مسلمان صفحه 56

صفحه 56

درباره او مفهوم ندارد. ممکن نیست کوچکترین ظلم و ستمی از او سر زند، او برتر و بالاتر از اینهاست.

این آسمان پهناور، این کهکشانها و سحابیها، این همه کرات بی‌شمار، این همه جنبندگان و جانوران و گیاهان و مانند آنها در برابر او مانند ذره‌ای است که در فضا معلّق باشد، و در برابر نور آفتاب خودنمایی کند و همین که اشعه طلایی آفتاب برچیده شد از نظرها محو گردد.

آیا در مورد چنین کسی ظلم و ستمگری مفهومی دارد؟

طرز تقسیم عادلانه نور و ظلمت، نیروی جاذبه و دافعه، نیازمندیها و اعضای گوناگون و ابزاری که موجودات مختلف برای ادامه حیات خود به آن محتاج هستند، دستگاه برنشی ماهیان، دستگاه تنفس جانوران، بالهای نیرومند پرندگان، ریشه‌های مختلف گیاهان، سرعت گردش خون به تناسب احتیاج سلولها، و هزاران هزار مانند اینها نمونه‌ای از عدالت عمومی اوست.

تنها دو مطلب در اینجا باقی می‌ماند که باید به آن اشاره شود.

1- چرا «عدل» را مستقلًا جزء اصول دین می‌خوانیم؟

2- آیا پاره‌ای از حوادث با اصول عدالت سازگار است؟

چرا عدل مستقلًا جزء اصول دین شده است؟

با این که «عدل» یکی از صفات خداست (از صفات فعل) در عین حال در بحثهای مربوط به اصول عقاید معمولًا آن را به طور مستقل به عنوان اصول دوّم عقاید مذهبی در برابر اصل اوّل که «توحید» و خداشناسی است قرار می‌دهند.

درست است «عدالت» از مهمترین صفات خداست و روی اهمیّت فوق العاده‌ای که دارد شایسته است آن را مستقلًا مورد بحث قرار دهند.

ولی علّت اساسی این موضوع چیز دیگر است.

عدّه‌ای در همان عصر ائمه علیهم السلام پیدا شدند به نام «اشاعره» که همان پیروان «ابوالحسن اشعری» می‌باشند.

آنها می‌گفتند اساساً نه عدالت و نه ظلم درباره خداوند مفهومی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه