- مقدمه 1
- پیشگفتار 2
- شناخت هستی 3
- خودشناسی (انسان شناسی) 4
- برنامه و راه شناسی 4
- بخش اوّل: هستی شناسی (خداشناسی) 6
- اشاره 6
- اصول فلسفه دیالکتیک 9
- اشاره 9
- بررسی نظریّات یاد شده 12
- مطلب اول: 12
- مطلب دوم: 13
- نتیجه: 17
- آفریدگار جهان 18
- برهان اوّل: برهان حدوث و نیاز 18
- اشاره 18
- اشاره 18
- برهان حدوث به بیان دیگر 25
- برهان دوم: نظم و نظامات و هدفداری در جهان 26
- اشاره 26
- أندکی در خود بنگریم 29
- اشاره 34
- برهان سوم: وجوب و امکان 34
- توضیح 34
- فطرت 37
- اشاره 42
- بحث صفات 42
- راههای إثبات یا نفی صفات آفریدگار 43
- الف فطرت 43
- اشاره 43
- ب: تفکّر در خلقت 44
- ج: تبیین و تشریح مفهوم واجب الوجود 45
- 1 آفریدگار جهان أزلی و أبدی است 46
- 2 آفریدگار جهان عالم است 46
- صفات ثبوتی 46
- 3 آفریدگار جهان قادر است 48
- محال ذاتی قابل تعلّق قدرت نیست 48
- اشاره 48
- 5 آفریدگار جهان عادل است 50
- 4 آفریدگار جهان حیّ و زنده است 50
- اشاره 50
- پرسش: 51
- 6 خداوند غنی است 53
- 7 خداوند مرید است 54
- اشاره 55
- اشاره 55
- 1 خداوند یکتا است و شریک و شبیه ندارد و قابل تجزیه و تقسیم نیست. 55
- صفات سلبی 55
- دلیل اوّل: فطرت 55
- اشاره 56
- دلیل دوّم: برهان ترکیب 56
- دلیل سوّم: برهان تمانع 56
- توضیح: 56
- دلیل چهارم: 58
- دلیل پنجم: 58
- دلیل ششم: 60
- 2 خداوند مرکّب نیست 61
- 2 توحید صفاتی 62
- 1 توحید ذاتی 62
- اشاره 62
- اقسام توحید 62
- 3 توحید أفعالی 63
- 4 توحید عبادی 64
- بخش دوّم: پیامبرشناسی (راه و برنامه شناسی) 65
- اشاره 65
- اشاره 66
- نبوّت 66
- نبوّت عامه 66
- نبوّت خاصّه 67
- لزوم وجود نبیّ 68
- اشاره 68
- حسّ و عقل در شناخت سعادت ناتوانند 69
- نارسایی و ناتوانی مکتب های بشری 70
- [إثبات نبوّت و رسالت ] 73
- معجزه 73
- معجزه و سحر 74
- کرامت 74
- چگونه معجزه دلیل رسالت است؟ 75
- اشاره 75
- معجزات پیامبر اسلام 75
- اشاره 76
- إعجاز قرآن 76
- وجوه إعجاز قرآن 78
- اشاره 82
- الف: توحید و توصیف خداوند بزرگ 83
- ب: مسائل إجتماعی 84
- ج: أخلاقی، عبادی، اقتصادی و إعتقادی 87
- د: إخبار از غیب 89
- ه: أسرار خلقت 91
- عصمت 94
- اشاره 94
- توضیح: 95
- اشاره 95
- دلیل عقلی بر عصمت پیامبران 95
- دلیل نقلی بر عصمت پیامبران 97
- توضیح: مبارزات و درگیری های رسول اکرم صلی الله علیه وآله که نفی بت و شرک و خرافات و دعوت به توحید بود از نظر کفّار و مشرکین قریش گناه بود، لذا در چنین مواردی کسی که با عادات و خرافات آنان مخالفت کند و بر رسوم باطل و جامعه شوریده باشد تا زمانی که در مغلوبیت باشد و به قدرت نرسیده، همواره مورد إنتقاد عموم آن جامعه خواهد بود و کارهای او را گناه شمرده و او را سرزنش می کنند. ولی هنگامی که همان فرد با بدیها و خرافات مبارزه کند و قدرت را در دست گیرد همه حرف ها و مذمّت ها تمام شده، بلکه تبدیل به تحسین و ستایش می گردد. در جریان فتح مکه چنین شد با رسیدن پیغمبر أکرم صلی الله علیه وآله به قدرت، تمام بدگوئی ها و گناه هایی که کفّار قریش و مشرکین عرب از نظر خودشان به پیامبر أکرم صلی الله علیه وآله نسبت می دادند تمام شد و مبدّل به تمجید و تعریف گردید و همان بدگویان تمسّخر کننده سخنشان عوض شد و می گفتند: «أنت أخ کریم و ابن أخ کریم» شما برادری بزرگوار و فرزند برادری بزرگوار می باشی. 108
- خاتمیّت 111
- عصمت و عدالت 111
- وحی 115
- پیامبران اُولُوا العزم 117
- اشاره 118
- بخش سوم: امامت 118
- اشاره 119
- اشاره 119
- امامت عامّه 119
- امامت 119
- دلیلهای عقلی بر نیاز امت اسلامی به امام 120
- الف خدای تعالی می فرماید: «وَ إِنْ مِنْ اُمَّهٍ اِلاَّ خَلاَ فِیها نَذیرٌ» . 122
- اشاره 122
- دلیلهای نقلی بر نیاز امت اسلامی به امام 122
- ج خدای تعالی می فرماید: «وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ اُمَّهٍ شَهِیْدَاً عَلَیْهِمْ مِنْ اَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنَا بِکَ شَهِیْدَاً عَلیَ هؤُلاءِ» . 122
- ب خدای تعالی می فرماید: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ» . 122
- امامت خاصّه 124
- اشاره 124
- طریق اوّل: نصّ 128
- طریق دوّم: 138
- طریق سوم 139
- ترجمه و توضیح 143
- الف) نص 147
- اشاره 147
- امامت سایر ائمه تا حضرت مهدی علیه السلام 147
- ب) ادعای امامت همراه با کرامت 149
- ج) فضائل و شایستگی های آنان 150
- مسئله طول عمر و غیبت طولانی حضرت مهدی علیه السلام 151
- دلیل های منکرین امامت بلا فصل حضرت علی علیه السلام و پاسخ آن 160
- عصمت أئمّه علیهم السلام 167
- شخصیّت و امتیازات ائمّه معصومین علیهم السلام 170
- اشاره 170
- بخش اوّل: خلقت نوری 171
- بخش دوم: امتیازات علمی 173
- بخش سوم: قدرت ائمه علیهم السلام 174
- بخش چهارم: معادشناسی (انسان شناسی) 179
- اشاره 179
- معادشناسی 180
- شناخت انسان 180
- زندگی انسان بعد از مرگ 196
- قبر و سؤال قبر و عذاب و ثواب در قبر 216
- وجود بهشت و دوزخ در عالم برزخ 226
- قیامت و مسائل مربوط به قیامت 232
- اشاره 232
- زمینه تحقق قیامت 235
- اشاره 238
- معاد جسمانی 238
- بعضی از روایات معاد جسمانی 248
- شبهات معاد جسمانی 256
- اشاره 256
- شبهه آکل و مأکول: 256
- اشاره 256
- جواب شبهه 257
- میزان 262
- تقسیم نامه اعمال (تطایر الکتب) 266
- صراط 271
- بهشت یا دوزخ 277
- تناسب کیفر با عمل 281
- فهرست منابع 286
معنی کشش و میل بسوی اوست نه شناخت او.
2 در بعضی از موارد، فطرت گفته می شود و مقصود عقل فطری است یعنی درک روشن، که نیاز به تلاش و کوشش برای ترتیب استدلال ندارد بلکه ترتیب استدلال به روشنی و بدون رنج انجام می گیرد و فطری بودن خداشناسی در این گفتار به این معنی است که با اندک توجّه انسان به موجودات، نیازمندی موجودات را می فهمد و نیاز موجودات را به حقیقت بی نیاز درک می کند و در حقیقت به استدلالی روشن برای إثبات خداوند با توجّه به موجودات به آسانی دست یافته است.
این معنای فطرت در بحث توحید در بخش استدلال و تفکّر در خلقت، مطرح است ولی در بحث شناخت فطری مقصود این معنا هم نیست.
آنچه در بحث شناخت از کلمه فطرت مقصود است همان تعلّق قلب است به حقیقتی مجهول الکُنه و منزَّه از هر نقص که نیاز به استدلال (هر چند روشن باشد) ندارد بلکه سنخ آن، غیر از سنخ استدلال است؛ در همه استدلالها مفاهیم مورد شناخت قرار می گیرند و به وسیله مفاهیم حکم به مطالبی می گردد ولی در شناخت فطری تعلّق و یافت قلب و دل است که از وساطت مفهوم بی نیاز است.
آری در مورد خداوند متعال دو نوع شناخت وجود دارد: یکی شناخت کلّی، که به وسیله مفاهیم عقلی حاصل می شود و مستقیماً به ذات حضرت حق تعلق ندارد، شناخت و معرفتی که به وسیله براهین عقلی انجام می گیرد از این نوع است و روش متکلّمین و فلاسفه همین روش