دروس اعتقادی صفحه 40

صفحه 40

معنی کشش و میل بسوی اوست نه شناخت او.

2 در بعضی از موارد، فطرت گفته می شود و مقصود عقل فطری است یعنی درک روشن، که نیاز به تلاش و کوشش برای ترتیب استدلال ندارد بلکه ترتیب استدلال به روشنی و بدون رنج انجام می گیرد و فطری بودن خداشناسی در این گفتار به این معنی است که با اندک توجّه انسان به موجودات، نیازمندی موجودات را می فهمد و نیاز موجودات را به حقیقت بی نیاز درک می کند و در حقیقت به استدلالی روشن برای إثبات خداوند با توجّه به موجودات به آسانی دست یافته است.

این معنای فطرت در بحث توحید در بخش استدلال و تفکّر در خلقت، مطرح است ولی در بحث شناخت فطری مقصود این معنا هم نیست.

آنچه در بحث شناخت از کلمه فطرت مقصود است همان تعلّق قلب است به حقیقتی مجهول الکُنه و منزَّه از هر نقص که نیاز به استدلال (هر چند روشن باشد) ندارد بلکه سنخ آن، غیر از سنخ استدلال است؛ در همه استدلالها مفاهیم مورد شناخت قرار می گیرند و به وسیله مفاهیم حکم به مطالبی می گردد ولی در شناخت فطری تعلّق و یافت قلب و دل است که از وساطت مفهوم بی نیاز است.

آری در مورد خداوند متعال دو نوع شناخت وجود دارد: یکی شناخت کلّی، که به وسیله مفاهیم عقلی حاصل می شود و مستقیماً به ذات حضرت حق تعلق ندارد، شناخت و معرفتی که به وسیله براهین عقلی انجام می گیرد از این نوع است و روش متکلّمین و فلاسفه همین روش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه