تقیه صفحه 24

صفحه 24

ص:31


1- (1) - شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید: 44/11.

من محتاج هدیۀ امیر می باشم. حجّاج خندید و گفت: به پاداش آنچه به آن توسّل پیدا کردی، تو را بر ولایت فلان جا می گمارم!» (1)

بلایی که در زمان عبّاسیان بر سر شیعه آمد، کمتر از دوران امویان نبود.

«ابن سکّیت» یکی از بزرگان ادبیات در زمان متوکّل است. خلیفه او را به عنوان معلّم فرزندانش برگزید. روزی از او پرسید: «آیا این دو فرزند من نزد تو دوست داشتنی ترند، یا حسن و حسین»؟

ابن سکّیت گفت: «به خدا سوگند! قنبر، خادم علی(علیه السلام) از تو و پسران تو بهتراست».

متوکّل فریاد زد: «زبانش را از پشت سر ببرید» (2).

گروه بی شماری از شیعیان در قرنهای گذشته با این همه ظلم و استضعاف، رو به رو بوده اند، پس طبیعی است که از بین تسلیم شدن در مقابل دشمن و بین ریشه کن شدن و نابودی، راه میانه ای را برگزینند تا از جهتی، ظلم و کجروی را از خود دور سازند و از جهت دیگر، در معرض از بین رفتن، و نابودی و ریشه کنی قرار نگیرند و این، همان «تقیّه» است.

این که ابن تیمیّه گفته است:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه