کلام و عقائد 2 : نبوت و امامت صفحه 218

صفحه 218

ص:218


1- . نباید تعجب کرد که چگونه ممکن است افرادی از دل و باطن آدمیان خبر داشته باشند. به تصریح قرآن مجید، خداوند به کسانی که می خواهد علم غیب عطا می کند (آل عمران/ 44 و 179، هود/ 49، یوسف/ 102، جن، 26 و 27) و اطلاع از قلوب مردم هم یکی از مصادیق علم غیب است. حضرت عیسی (علیه السلام) با علمی که خدا به او عطا کرده بود می توانست از درون خانه های مردم به آن ها خبر دهد (آل عمران/ 49). همان خدایی که علم به درون خانه گِل را به کسانی عطا می کند، قادر است که علم به درون خانۀ دل را هم به برگزیدگانش عطا می نماید و برای او اعطای این دو علم غیب هیچ تفاوتی ندارد، همان گونه که اعطای علم غیب و علوم معمولی به افراد برای او تفاوت ندارد. جالب و درخور تأمل است که خود ابن تیمیه که وهابیان خود را پیرو عقاید او می دانند و با استناد به آرای وی نسبت دادن علم غیب را به مخلوقات، نادرست و شرک محسوب می کنند، در آثارش افراد بسیاری را (اعم از صحابه و دیگران) دارای علم غیب معرفی می کند و معتقد است که چنین افرادی در همۀ زمان ها وجود دارند و کتبی را هم از بعضی بزرگان اهل سنت، مانند احمد بن حنبل، در توصیف این افراد نام می برد. (منهاج السنه، ج 8، فصل 18، ص 91). جالب تر آن است که "ابن قیم جوزی" که برجسته ترین شاگرد ابن تیمیه است، علوم غیبی و غریبه بسیاری را به خود ابن تیمیه نسبت می دهد و می گوید: "امور عجیبی را شخصاً از او مشاهده کرده ام و آنچه را هم خود مشاهده نکرده (و از دیگران شنیده ام) بسیار بیش تر است و ذکر تمام آن ها نیاز به تألیف کتابی بزرگ و حجیم دارد". برای نمونه، ابن تیمیه سال ها پیش از وقوع، خبر غیبی داد که قوم تاتار به ممالک اسلامی حمله می کنند و مسلمین در این نبرد پیروز می شوند و وقوع این جنگ و پیروزی هم از مقدرات حتمی است نه احتمالی، زیرا خدا این واقعه را در لوح محفوظ ثبت کرده است (یعنی من با اطلاع از لوح محفوظ این خبر غیبی را داده ام، در حالی که شیعه، احاطه بر لوح محفوظ را حتی به پیامبر و ائمه هم نسبت نمی دهد). ابن قیم می گوید: ابن تیمیه مانند باران خبرهای غیبی می داد! وی سپس چند نمونه دیگر از اخبارهای غیبی او را بازگو می کند و از قول ابن تیمیه می گوید که او می تواند با نگاه به چهره وچشمان افراد، حوادثی را که برای آن ها رخ می دهد پیش گویی نماید، ولی نمی تواند آن ها را بازگو نماید، چراکه آنان تاب شنیدنش را ندارند. سپس ابن قیم می گوید: که "ابن تیمیه از زندگی شخصی و امور باطنی او چیزهایی را به وی خبر داده است که هرگز آن ها را برای کسی به زبان نیاورده و از حوادثی در آینده خبر داده است که دقیقاً رخ داده است و آن امور غریبه و اخبارهای غیبی که دیگر افراد از ابن تیمیه دیده اند، چندین و چند برابر آن چیزهایی است که خود او از استادش مشاهد کرده است. (مدارج السالکین، ج 2، صص 90-489، فصل الفراسه الثالثه). ابن قیم در ادامۀ این مطلب توضیح می دهد که علاوه بر مؤمنانی که به علت ایمان و طهارت نفس و صدق و خلوص به این کشف و کرامت دست می یابند، افراد شیطان صفتی هم هستند که چون شیاطین را اطاعت و بندگی می کنند، این شیاطین اخبارهای غیبی را به آنان القا می نمایند. (همان، صص 4-493). به طور کلی، ابن قیم در این کتاب، که به شرح موضوعات گوناگون دربارۀ سیر و سلوک قلبی و روحی و عرفانی اختصاص دارد، علوم و قدرت های خارق العاده ای را به افرادی (اعم از مؤمن و غیر مؤمن) نسبت می دهد و به ویژه کسانی را که نفس خود را

باطنی را در بر دارد. به همین علت است که در تاریخ زندگی ائمه مشاهده می کنیم که گاه با یک نگاه و بدون هیچ سخنی از کسی که دشمن اهل بیت بود، دوستدار اهل بیت می ساختند و یا حرّبن یزیدریاحی در عرض چند ساعت با عنایت و لطف امام و بی آن که کلامی ظاهری شنیده باشد، سراپا متحول و منقلب می شود و به بالاترین مراتب هدایت و قرب دست می یابد. حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه) نیز در مقام امام وقت و با آگاهی و اشراف و قدرتی که خداوند به او عطا کرده است، از احوال و درون همگان با خبر است و می تواند کسانی را که لیاقت دارند به کمال لایقشان هدایت نماید. یکی از مهم ترین وظایف و شئون و نقش های امام زمان (عج الله تعالی فرجه) در غیبت، همین نوع هدایت است. این هدایت باطنی در زمان حضور امام هم وجود دارد و مختص به زمان غیبت نیست، زیرا در همان زمان حضور هم، امکان استفاده از هدایت ظاهری امام برای همۀ مردم روی زمین وجود ندارد.

3. امکان ارتباط روحی و معنوی مردم با امام معصوم

درست است که در زمان غیبت، راه ارتباط و تماس حضوری و مستقیم مردم، به نحو عمومی و اختیاری، با امامشان بسته است، اما راه ارتباط روحی و قلبی و معنوی آن ها با وی کاملاً باز و بی مانع است و می توانند در هر لحظه که بخواهند و حتی در تمام ساعات و لحظات زندگی به یاد او باشند و با وی ارتباط قلبی داشته باشند. شدت و ضعف این ارتباط به شدت و ضعف معرفت به امام بستگی دارد. هر چه این معرفت در وجود افراد عمیق تر باشد، ارتباط روحی و معنوی آنان هم با امامشان قوی تر خواهد بود و این معرفت و ارتباط حاصل از آن ثمرات قلبی و عملی بسیار سازنده ای دارد. هرچند تحصیل این امور، با حضور امام معصوم، کامل تر خواهد بود، ولی کسب درجات پایین تر آن که گاه بسیار هم عمیق و ریشه دار است، در زمان غیبت امام، کاملاً امکان پذیر است. بهره گیری از ثمرات این ارتباط و معرفت، مشروط به ارتباط حضوری مستقیم با پیشوای الهی معصوم نیست چه بسیار بوده و هستند کسانی که هرگز با رهبر معصوم زمانشان ملاقات نکردند، ولی ایمان و اعتقاد و معرفتشان از کسانی هم که سال ها در حضور وی بوده اند، بسیار بیش تر و عمیق تر بوده است. ماجرای اویس قرن که هرگز موفق به دیدار پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نشد و ایمان مثال زدنی وی که حتی از ایمان بسیاری از اصحاب هم قوی تر بود و یا اولیاء و مؤمنانی که امروزه مشاهده می کنیم، که بی آن که هیچ یک از معصومین را دیده باشند، از بالاترین درجات ایمان و یقین و معرفت برخوردارند، از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه