کلام و عقائد 2 : نبوت و امامت صفحه 49

صفحه 49

ص:49


1- . لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ؛ به یقین در (زندگی و سیرۀ) رسول خدا، سرمشق و الگوی خوبی برای شما وجود دارد؛ احزاب/ 21..

آنان جلوگیری و یا آن را تصحیح کنند. بنابراین چون مردم خطا می کنند، به پیامبری نیازمندند که آن ها را از خطا بیرون آورد. حال اگر قرار باشد خود این پیامبر هم در امور مختلف زندگی خطا کند، پس مجموعۀ مردم و آن پیامبر خطاکار می شوند. حال سؤال این است که آیا لازم است خداوند این مجموعه را از خطا خارج سازد یا نه؟ اگر لازم نیست پس از همان آغاز هم لازم نبود که خدا برای مجموعۀ مردم خطاکار پیامبری بفرستد. به علاوه فرستادن پیامبری که خود خطا می کند چه فایده ای دارد و چه مشکلی را از مردم خطاکار برطرف می کند، جز این که خطاکاری به خطاکاران دیگر اضافه می شود. اما اگر لازم باشد که مجموعۀ مردم و پیامبر آنان از خطا خارج شود، این کار چگونه باید صورت پذیرد؟ آیا برای این مجموعه باید پیامبر دیگری مبعوث شود؟ اگر این پیامبر هم خطاکار باشد، باز برای این مجموعۀ جدید هم باید پیامبری دیگر فرستاده شود؟ در این صورت تسلسل پیش می آید. بنابراین، اگر هدف بعثت پیامبران بیرون آوردن مردم از خطا است، این هدف با فرستادن پیامبر خطاکار حاصل نمی شود، بلکه کسی می تواند آنان را از خطا بیرون آورد که خود معصوم باشد و خطا نکند.

دلیل سوم: رفع اختلاف مردم و اتمام حجت بر آنان

هدف از برانگیخته شدن پیامبران برطرف کردن اختلافات مردم در تمام زمینه ها و اتمام حجت بر آنان از طریق نشان دادن حقیقت در همۀ امور است. اما لازمۀ برطرف کردن اختلاف و اتمام حجت آن است که سخن آن کس که این اختلافات را رفع می کند حجت نهایی و مطلق و داوری او فصل الخطاب همۀ بحث ها و گفتگوها باشد؛ به بیان دیگر مخاطبان باید مطمئن باشند که او نه از پیش خود و بر اساس نظر شخصی، بلکه از طرف خداوند سخن می گوید. در واقع مردم باید یقین داشته باشند که این خود خداوند است که پیام خود را در برطرف کردن اختلاف و اتمام حجت، بر دهان وی جاری می سازد؛ زیرا اگر سخن او عین سخن خدا نباشد و احتمال خطا، هرچند سهوی، در کلام او راه داشته باشد، باز داوری آن پیامبر نه تنها اختلافات را برطرف و حجت را تمام نخواهد کرد، بلکه خود منشأ اختلافات جدید می شود؛ زیرا هر کس دیگری هم این حق را خواهد داشت که به عنوان یک بشر در برابر سخن بشری، نه سخن الهیِ پیامبر، اظهار نظر کند و به این ترتیب کس دیگری لازم است که میان مردم و آن پیامبر داوری و اختلاف را برطرف نماید و حجت را بر پیامبر تمام کند!

بنابراین، اگر معنای برطرف کردن اختلاف و اتمام حجت در فلسفۀ بعثت درست و کامل فهمیده شود، درمی یابیم که این امر جز با سخن حق خداوند تحقق نمی یابد. از این رو گفتار و کردار پیامبر هم نمی تواند جز حق محض چیز دیگری باشد و مردم همان طور که از نظر عقلی و فطری موظف اند در مقابل خدای تعالی تسلیم محض باشند، باید داوری و سخن پیامبران را هم کاملاً سخن خدا بدانند و این مستلزم آن است که پیامبران از هر خطایی، حتی خطای سهوی، به دور باشند؛ چون در غیر این صورت نه اختلافی برطرف می شود و نه حجت بر کسی تمام می شود و این با فلسفۀ بعثت در تضاد است.

دلیل چهارم: رفع بلاتکلیفی مردم

سؤال مهمی که مطرح است این است که اگر پیامبری مرتکب گناه و خطا شود، تکلیف مردم در اطاعت از او در این گناه و خطا چیست؟ آیا باید اطاعت کنند یا خیر؟ اگر اطاعت کنند، آن ها هم همراه آن پیامبر به گناه و خطا می افتند و این بر خلاف هدف بعثت است، اما اگر اطاعت نکنند، اشکالات متعددی پدید می آید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه