کلام و عقائد 2 : نبوت و امامت صفحه 63

صفحه 63

ص:63


1- . قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ؛ کهف/ 110؛ فصلت/ 6..

نقش پیامبران در عصمت

گفتیم که پیامبران هم مانند سایر انسان ها مختارند و از این رو اگر بخواهند، می توانند گناه کنند، ولی این کار را نمی کنند. حال چگونه ممکن است کسی در تمام عمر خویش حتی یک بار هم از اختیار خود سوء استفاده نکند و مرتکب هیچ گناهی نشود؟ این امر به طور محدود و نسبی دربارۀ خود ما هم صادق است و جای تعجب ندارد. بسیاری از ما در طی زندگی خود هرگز برخی از گناهان را انجام نداده ایم؛ مثلاً حتی یک بار هم شراب نخورده ایم یا قمار نکرده ایم یا مرتکب قتل عمد نشده ایم. باید دانست که گناه نکردن انگیزه های مختلفی دارد؛ برای مثال ما برخی از گناهان را نه به دلیل ترس از رفتن آبروریزی یا ضررهای جسمانی و...، بلکه تنها برای رضای خدا و اطاعت از فرمان او ترک می کنیم و نشانۀ آن هم این است که گاهی حتی در خلوت هم، که هیچ چشمی مراقب ما نیست و انجام یک گناه، نه تنها زیانی ندارد، بلکه ممکن است از نظر ظاهری سودمند هم باشد، باز هم مرتکب آن گناه نمی شویم. بعضی از افراد به سبب ایمان ضعیف تری که دارند ممکن است تنها در تعداد اندکی از گناهان چنین تقوایی داشته باشند، اما افرادی که از درجات بالاتری از ایمان و تقوا برخوردارند، در گناهان بیشتری این وضعیت را دارند. گاه نیز در زندگی با برخی از اولیای الهی روبه رو می شویم که از چنان ایمان و تقوایی برخوردارند که تقریباً بیشتر گناهان را تنها به دلیل رعایت تقوا و بندگی خدا مرتکب نمی شوند. در تمام این موارد، انسان می تواند این گناهان را انجام دهد و کسی هم او را به ترک آن گناهان مجبور نمی کند، ولی او با اختیار خود از آن ها دوری می کند. همین عصمت نسبی که به طور محدود در ما وجود دارد و موجب می شود که برخی گناهان را، کم یا زیاد، انجام ندهیم؛ در پیامبران به طور کامل و در برابر همۀ گناهان وجود دارد. یعنی، آنان با این که می توانند مانند دیگران مرتکب گناه شوند، ولی رضای الهی و بندگی و اطاعت پروردگار آن قدر برای آن ها مهم است که حاضر نیستند حتی مرتکب کوچک ترین گناهی شوند. به بیان دیگر همان عصمت بسیار نسبی و محدودی که در درجات مختلف در سایر افراد در برابر برخی از گناهان وجود دارد و با اختیار آن ها هم منافات ندارد، در پیامبران به طور کامل و در برابر همۀ گناهان وجود دارد با اختیار آنان هم تعارضی ندارد. منشأ اصلی این عصمت هم مرتبۀ بالای ایمان آنان به خدا و بندگی او است. فضیلت و برتری پیامبران بر دیگر انسان ها و اعطای کمالات معنوی و الهی و پاداش های عظیم اخروی به آنان نیز از همین بندگی و تقوای اختیاری ناشی می شود.

نقش خداوند در عصمت

اشاره

هرچند استفادۀ درست پیامبران از اختیارشان شرط لازم عصمت آن ها است، ولی شرط کافی نیست و خداوند هم در عصمت آنان سهیم است؛ به این معنا که خدا با الطاف خاص خود آن ها را در دست یابی به عصمت یاری می کند. این امر تنها به پیامبران اختصاص ندارد و با درجاتی مختلف هر فردی را که بخواهد در مسیر اطاعت الهی حرکت کند، شامل می شود. توجه به این نکته بسیار مهم است که تا لطف خاص الهی شامل حال ما نشود، ما نیز تنها با ارادۀ خود توفیق انجام طاعات و ترک گناهان را نمی یابیم. حال به برخی از الطاف خاص الهی به پیامبران، که آنان را در پیمودن راه بندگی و انجام مأموریت خطیر نبوت یاری می کند، اشاره می کنیم.

1. تأیید و کمک به وسیلۀ ملائکه و به ویژه روح القدس

خداوند از کودکی برخی از فرشتگان خود را برای مراقبت از پیامبران می گمارد تا از آنان به گونه های مختلف حمایت و حفاظت نمایند، شیاطین را از آنان دور و آن ها را به راه های راست و درست راهنمایی کنند،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه