بایدها و نبایدها صفحه 17

صفحه 17

»آي يزيد! تاريخ روشن خواهد كرد كه اين كارهاي تو به عنوان سركشي بر خدا... تو طغيان بر خدا كرده‌اي. تو منكر رسالت پيامبر خدا بودي. تو مي‌خواستي نور وحي خدا را خاموش كني و دست به اين كارهاي زننده زدي.«

زينب همچنان به سخن ادامه مي‌دهد. اگر فرصت كردم و شرايط بحثمان ايجاب كرد، باز در شبهاي آينده )اين دو شبي كه از اين دوره از بحثمان هست( قطعه‌هاي روشنگر ديگري را از سخنان اين بانوي بزرگوار براي تقويت شجاعت و مردانگي در زن و مرد مسلمان و شيعه و دوستدار علي و خاندان علي و پيامبر و خاندان پيامبر، و حسين و خاندان حسين، خواهم خواند.

سلام و درود همه ما بر تو اي بانوي بزرگوار؛ اي معلم بزرگوار مردان و زنان باايمان در پهنه تاريخ و زمان. والسلام عليك يا اباعبد اللّه و رحمة الله و بركاته.

جلسه ششم

بحث ما درباره معروف و منكر به مناسبت تفسير آيات كريمه‌اي كه با آيه »ولتكن منكم امةٌ يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اوُلئك هم المفلحون« آغاز مي‌شد، به اينجا رسيد كه بشر با همان مقدار شناخت و بينش فطري خداداد همگاني يك سلسله خصلتها و كارها را پسنديده مي‌شناسد و يك سلسله كارها، خصلتها و خوي و خلقها را ناپسند و مردود مي‌داند. بنابراين، ما يك مقدار خوب و شايسته و پسنديده سرشناس و همه‌كس‌شناس داريم: معروف )شناخته شده(، و يك مقدار زشت و بد و ناپسند سرشناس و همه‌كس‌شناس داريم: منكر )مردود(. حالا مي‌خواهيم بحثمان را در اين مسير ادامه بدهيم كه رعايت اين پسنديده‌ها و ناپسندهاي همه‌كس‌شناس به هر حال براي هر كس، در هر نوع شرايط، در هر نظام و در هر سيستم لازم است و اين معيارهاي شناخته شده بايد رعايت شود. در رعايت اينها جاي تزلزل و شك و ترديد، جاي انتظار بررسيهاي عميق و پيچيده عقلي و علمي، يا حتي جاي انتظار نزول وحي نمي‌ماند. قبل از وحي و هر چيز ديگري مي‌دانيم كه بايد اين معيارها رعايت بشود. به هر حال، نه تنها رعايت اين معيارها صرف‌نظر از اينكه انسان تابع كدام دين و مذهب و مكتب است ضروري و لازم و قطعي به نظر مي‌رسد، بلكه از اين بالاتر، مي‌شود اين معيارهاي شناخته شده مورد قبول فطري را در دست گرفت و سراغ انتخاب مكتبها رفت و به كمك آنها يك مقدار از مكتبها، آيينها، دينها را كه به اين معيارهاي مسلّم پشت پا زدند و بي‌اعتنايي كردند، از سري خارج كرد. تا اينجا مي‌شود پيش رفت. و اينك سؤال: آيا اين مقدار از معيارشناسي براي بشر همان‌طور كه لازم است و رعايتش ضروري است، كافي هم هست؟ به اصطلاح زمان ما: آيا اينها همان طور كه شرط لازم است، شرط كافي هم هست؟ براي پاسخ به اين سؤال بايد قدري با يكديگر بحث را جلو ببريم و ببينيم پاسخ به اين سؤال مثبت است يا منفي. اين بحث بايد در چند شاخه جلو برود تا به پاسخ اين سؤال برسيم. شاخه اول: اين معيارهاي شناخته شده در بسياري از موارد با يكديگر تصادف مي‌كنند و راه‌بندان به وجود مي‌آورند. ديشب گفتيم يكي از معيارهاي شناخته شده كه در آن كمترين ترديدي نمي‌توان داشت امانت و درستي است. بشر با همان بينش فطري‌اش امانت و درستي را خويي شايسته مي‌داند؛ آن را نيك مي‌شمرد و پسنديده مي‌داند. در اين امر كمترين تزلزل و ترديدي نداريم و بشر پسنديدگي و شايستگي امانت و درستي را به نظام اقتصادي و اجتماعي و به اينكه وحي در اين باره چه گفته يا نگفته مشروط نمي‌داند. معيار ديگري را هم كه ديشب گفتيم بشر بي‌تأمل و بي‌ترديد پسنديده مي‌شمرد حمايت از عدل و داد و مبارزه با ظلم و ستم است. در اين هم ترديدي نيست. حالا جناب عالي كه در سازندگي خود و خودسازيتان كوشش كرده‌ايد تا خودتان را متعهد و مقيّد به رعايت اين معيارهاي مسلّم بار بياوريد، آقايي آمده يك شمشير برّان پيش شما امانت گذارده است. مدتهاست شمشير پيش شما امانت است. يك روز اين آقا مي‌آيد و مي‌گويد شمشير امانتي من را بدهيد. امانتدار بايد امانت را فوراً بدهد. حق اينكه يك ثانيه آن را پيش خود نگه دارد، ندارد؛ چون ضد امانت است. امّا همان وقت به شما خبر مي‌دهند كه اين آقا كه مدتها با اين شمشير كار نداشت و آن را نزد شما گذاشته بود، حالا مي‌خواهد با آن شمشير برّان بيچاره‌اي را تهديد كند و دار و ندار او را از دستش بگيرد. شمشير به دست او آمدن همان و تسلّط يافتن بر اين انسان بيچاره و ربودن اموال و حقوق او همان! اول مي‌گوييد شمشير را به او مي‌دهم ولي جلو او مي‌ايستم و نمي‌گذارم به ديگري تجاوز كند. ولي وقتي مطالعه مي‌كنيد مي‌بينيد اگر شمشير به دست او آمد امكانات او بر امكانات شما و امكانات آن انسانِ در معرض ظلم و ستم قرار گرفته مي‌چربد. بالاخره چه كنيم؟ رعايت امانت كنيم؟ امانتدار درستي باشيم و سلاح برّنده را در دست ظالم متجاوز قرار بدهيم؟ پس مسأله رعايت معيار حمايت از مظلوم چه مي‌شود؟ حمايت از عدل و داد چه مي‌شود؟ مبارزه با ستم چه مي‌شود؟ اگر شمشير را به او بدهيد رعايت امانت شده ولي معيار حمايت از مظلوم زير پا گذاشته شده است. اگر هم شمشير را به او ندهيد، معيار حمايت از مظلوم رعايت شده، ولي معيار امانتداري رعايت نشده. در اينجا دو معيار با هم تصادف كرده‌اند. البته گاهي اوقات تصادفات طوري است كه راه‌بندان پيش نمي‌آيد. در چنين مواردي آدم مي‌داند كه وقتي اين دو معيار با هم تصادف مي‌كنند تقدم با كدام است. در اينجا روشن است كه تقدم با رعايت معيار دوم است: بايد امانتداري فداي حمايت از مظلوم شود. اما نتيجه‌گيري از اين كار احتياج به يك مقدار محاسبه و تأمل دارد و به آن روشني و سادگي و صافي و سرراستي كه ديشب درباره اصل معيارها گفتيم نيست. هر چيزي بالاخره يك مقدار محاسبه مي‌خواهد، سبك - سنگين كردن مي‌خواهد. گاهي اوقات اين محاسبه پيچيده است. اولاً حدود ارزش هر يك از اين معيارها طوري است كه امتياز يكي بر ديگري چندان روشن نيست. در ثاني، آنچه من در اين مثال عرض كردم اصطكاك دو معيار بود؛ ولي گاهي اوقات اصطكاك ميان چند معيار پيش مي‌آيد و موضوع پيچيده مي‌شود. وقتي چند معيار با يكديگر گلاويز مي‌شوند، محاسبه كار مشكلي است. عين اين مسائل گاهي واقعاً براي انسان در همين رعايت واجبها و حرامهاي شرعي پيش مي‌آيد: كدام يك را مقدم بداريم؟ در فقه و اصول فقه براي چنين مواردي يك اصطلاح علمي دارند. من آن اصطلاح را، با رعايت همان دقتي كه در آن اصطلاح هست، به »تصادف« معني مي‌كنم. در اصطلاح اصول فقه ما به اين حالت مي‌گويند »تزاحم«. شما مي‌دانيد تزاحم تقريباً عبارت اُخراي همان تصادف است؛ يعني مزاحمت كردن: قرار گرفتن دو حكم بر سر راه يكديگر و اسباب زحمت همديگر شدن. تحليلگران فقه اسلامي دو قانونمندي در اينجا درست كرده‌اند...(28)

جلسه هفتم

اشاره

»ولتكن منكم امّة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون.« بايد از شما مسلمانان امتي به‌وجود آيد كه به خير و نيكي دعوت مي‌كنند؛ به معروف و پسنديده و شايسته شناخته شده فرمان مي‌دهند و از منكر و ناپسند و مردود و مطرود باز مي‌دارند. تنها اينان‌اند رستگاران.

بحث ما درباره اين مبحث مهم از تعاليم اسلام، درباره خير، معروف و منكر، تا مقداري پيش رفته است. دوستان، برادران و خواهراني كه در اين چند جلسه بحث شركت داشته‌اند، به ياد دارند كه گفتيم، يك: خير در اين آيه به معني نيك و نيكي است و هر چند در برخي از آيات ديگر قرآن به معني مال و ثروت به كار رفته، اما جمع‌بندي آياتي كه كلمه خير در آنها به كار رفته نشان مي‌دهد كه موضع‌گيري قرآن در برابر خيرخواهي به معني مال‌دوستي، نكوهش و انتقاد و منفي است. »انّ الانسانَ لربّه لَكَنود و انّه علي ذلك لشهيد و انّه لحبّ الخير لشديد.« آهنگ اين آيات آهنگ انتقاد است. قرآن از شدت مال‌دوستي انتقاد مي‌كند، لذا هرگز نمي‌تواند بگويد آي مسلمانان، بايد از شما امتي ثروت‌دوست و امتي كه جهان را به ثروت دعوت مي‌كند به‌وجود آيد. روشن است كه خير در اينجا به معني نيك و نيكي است. درباره معروف و منكر بحثمان بسيار گسترده‌تر شد، و بايد مي‌شد. به اين نتيجه‌ها رسيديم كه ما يك سلسله معيارهاي عمومي، مطلق، همه‌كس‌شناس، داراي ارزش و اعتبار در همه شرايط و احوال و در همه نظامها و در همه سيستمها و در همه دورانهاي زندگي بشر، تا امروز كه آگاهي داريم، به عنوان معيارهاي پسنديده در اختيار داريم؛ و در مقابل آنها يك سلسله معيارهاي ديگر به عنوان معيارهاي مردود و ناپسند و ناشايسته.

دو: يك مقدار معيارهايي داريم كه شناختش همگاني نيست. با اينكه آنها هم معيارهايي ثابت و اصيل‌اند و از نظر ارزش و اعتبار به زمان و مكان و شرايط و نظامها و سيستمها ناوابسته هستند، اما شناسايي آنها به اين آساني و سادگي نيست. ديشب اين دو بخش را به معلومات بديهي و معلوماتِ استدلاليِ نظري تشبيه كردم. با اينكه در ميان معلوماتي كه بشر به كمك بررسي، استدلال، تجربه و نظاير اينها به دست آورده معلوماتي ثابت و داراي ارزش و اعتبار عمومي فراوان به دست مي‌آيد، اما كسب اين معلومات و آگاهي از آنها در حد آگاهي از معلومات بديهي نيست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه