- مقدّمه ی چاپ دوم 1
- مقدّمه ی چاپ اوّل 3
- عظمت دو فریضه ی 13
- اشاره 13
- ضرورت عقلی این دو فریضه 15
- برکات امر به معروف و نهی از منکر 18
- نسبت این دو فریضه با سایر واجبات 20
- واژگون نمودنِ این دو فریضه، علامتِ نفاق 23
- اشاره 25
- امر به معروف و نهی از منکر، 25
- الف. سطح اوّل (عموم مردم) 26
- ب. سطح دوم (نخبگان) 30
- ج. سطح سوم (دولت مردان) 33
- اشاره 35
- واژه هایی که نیازمند تبیین اند 35
- معروف و اقسام و مراتب آن 37
- منکَر و اقسام و مراتب آن 39
- اشاره 41
- شرایطِ چهارگانه ی وجوبِ 41
- اشاره 42
- الف. دو نوع علم و آگاهی، شرطِ امر و نهی است 42
- تفاوتِ دو نوع علم، و حرمتِ تجسّس 48
- نمونه ای از تجسّسِ بی مورد 50
- عدمِ وجوبِ امر به معروف و نهی از منکَر نسبت به مکلّفِ معذور و ارائه ی چند نمونه 53
- لزومِ نهی از منکَر در برخی شبهاتِ موضوعیه 57
- ب. احتمال تأثیر 58
- ج. اصرارِ بر گناه 61
- د. ایمن بودن از ضرر و فساد 62
- لزوم هشیاری در برابر فضاسازی ها 67
- اشاره 69
- مراتبِ امر به معروف و نهی از منکر 69
- اساسِ روشِ اسلام در دعوت به راهِ حقّ و لزوم رعایتِ مدارا 70
- اشاره 72
- استفاده از برخوردِ تند در مواردِ ضروری 72
- الف. انکارِ قلبی، مرتبه ی اوّلِ امر به معروف و نهی از منکر 76
- ب. تذکّر زبانی، مرتبه ی دوم امر به معروف و نهی از منکر 78
- اشاره 78
- کاربردِ روش های متفاوت در امر به معروف و نهی از منکَر 79
- اشاره 83
- ج. إعمالِ قدرت، مرتبه ی سومِ امر به معروف و نهی از منکَر 83
- مواردِ إعمال قدرت در امر به معروف و نهی از منکَر 84
- وظیفه ی حاکمِ اسلامی در جلوگیری از منکَر 88
- عللِ عدم اهتمامِ لازم به 90
- اشاره 90
- عدم آگاهی از اهمّیت و ثمراتِ شیرینِ امر به معروف و نهی از منکَر 91
- عدم آگاهی از پیامدهای ناگوارِ ترکِ امر به معروف و نهی از منکَر 92
- احساسِ ضعف در شخصیّتِ عمومی و دینی 95
- توهّمِ ضرر بر جان و مال 100
- فضای منفی، پرداخته ی معاندان 101
- بیان یکی از بهترین روش های امر به معروف و نهی از منکَر و تبیین کیفیت تأثیر آن 104
- اشاره 104
- الف. راه مثبت 107
- اشاره 109
- ب. راه منفی 109
- رفع یک شبهه 111
دست، نقل شده که بعداً به برخی از آن ها مثلِ داستان شقرانی و امام صادق7، و بشر حافی و امام کاظم7 اشاره خواهیم کرد إن شاءالله.
استفاده از برخوردِ تند در مواردِ ضروری
اشاره
با این همه از آن جا که در برخی موارد تنها راهِ مؤثّر، برخورد تند است به حسب آن چه در روایات آمده، معصومین: به حکمِ ضرورت و به إقتضای مصالح، گاه با وارد آوردنِ تلنگرهای روانی، مخاطب را توجّه به خطایش می دادند و تلاش می کردند با این روش، او را از ورطه های هلاکت نجات دهند. داستان های برخورد امام صادق7 با شقیقِ بلخی، عبادِ بصری، ابوحنیفه و یا حتّی برخوردِ استثناییِ ائمّه: با برخی از نزدیکان، در روایات نقل شده است. یکی از رُوات می گوید: امام رضا7 خانه ای را خریدند و یکی از موالی خود را فرمودند که به این خانه برود؛ چون منزلِ او کوچک و تنگ بود. این فرد به جای تشکّر و پذیرشِ کلام امام7 عرض