امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 1 صفحه 108

صفحه 108

یعنی اگر از بین بردن منکر و یا وادار کردن به معروف با برخوردی ملایم و آرام ممکن باشد، زیاده روی و برخورد شدید، جایز نیست و اگر برخورد آرام و ملایم مؤثر نباشد، نمی توان تنها به آن اکتفا کرد و وظیفه را انجام یافته دانست؛ بلکه نوبت به شدّت و اقدامات خشن تر خواهد رسید.

معصومین(علیهم السّلام) گاهی با برخوردی بسیار ملایم و مناسب، برای برطرف کردن منکر، اقدام می کردند و زمانی که چنین برخوردی را کافی نمی دیدند، برخوردی شدیدتر (مانند کتک زدن با شلاق و امثال آن) را انجام می دادند و اگر این اقدامات نیز مؤثر نبودند، با اجرای حدود الهی - که گاهی به کشتن گناهکار نیز منجر شد - و تنبیه جدّی خطاکار، حدود الهی را پاس می داشتند و آن گاه که اقامه دین خداوند و از بین بردن منکرات اجتماعی، شدّتی بیش از این می طلبید، آن بزرگان به میدان های جهاد می شتافتند و برای امر به معروف و نهی از منکر شمشیر به دست می گرفتند؛ چنان که سرور شهیدان و سالار جوانان اهل بهشت، امام حسین(علیه السّلام)چنین کرد و جهاد خویش را قیامی برای اقامه امر به معروف و نهی از منکر، معرفی کرد.

اینک به این سیر صعودی امر به معروف و نهی از منکر در سیره معصومین(علیهم السّلام) توجه کنیم:

برخورد آرام

رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله ) در سفر حج، هنگام رفتن به عرفات، اسامه بن زید را پشت سر خود، بر مرکب سوار کرد و چون وقوف در صحرای عرفات به پایان رسید و خواستند به طرف مشعرالحرام کوچ کنند، فضل بن عباس را که جوان بسیار خوش سیما و زیبایی بود، پست سر خود بر مرکب جای داد. در همین هنگام، عربی همراه با خواهرش - که او نیز از زیباترین زنان عرب بود - نزد رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله ) را آمده، سؤالاتی از آن حضرت پرسید. رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله )به پاسخ گفتن مشغول شد. پیامبر در این هنگام دریافت که فضل به آن زن عرب، چشم دوخته است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه