امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 1 صفحه 24

صفحه 24

(لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ اَلاّ یَکُونُوا مُؤْمِنینَ)؛ (1)

شاید تو جان خویش را تباه سازی که چرا آنان ایمان نمی آورند.

امر به معروف و نهی از منکر تا پای جان

در آغاز دعوت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله )، قریشیان نزد ابوطالب آمدند و گفتند: ای ابوطالب! فرزند برادرت به محل اجتماع ما می آید و مطالبی می گوید که ما را می آزارد.

ابوطالب به فرزندش عقیل فرمان داد تا آن حضرت را بیابد و به حضور او دعوت کند. عقیل حضرت را در خانه کوچکی از خانه های ابوطالب یافت و در حالی که آثار خستگی شدید از چهره مبارکش آشکار بود، به حضور ابوطالب آورد. ابوطالب سخنان قریشیان را با آن حضرت در میان گذاشت. حضرت در جواب سخنان ابوطالب فرمود:

برای من واگذاری این دعوت و ترک این وظیفه، مشکل تر از آن است که آنان پاره ای از خورشید را فرود آرند.

ابوطالب روی به قریشیان کرده، فرمود: به خدا سوگند! پسر برادرم هرگز سخن به دروغ نگفته است.(2)

پس از گذشت زمانی، بار دیگر مشرکان نزد ابوطالب آمده، مطالب پیشین را تکرار کردند و ابوطالب نیز سخنان آنان را با پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله ) درمیان گذاشت و آن حضرت فرمود:

یا عمّ! لو وضعت الشمس فی یمینی والقمر فی یساری ما اَتْرَکتُ هذا الامر حتی یظهره اللّه او اهلک فی طلبه؛(3)

عموجان! اگر خورشید در دست راستم و ماه در دست چپم گذارده شود، من این حقیقت را ترک نمی گویم؛ تا این که خدا آن را پیروز و آشکار سازد یا


1- شعراء، آیه 3.
2- کاهلوندی، حیاه الصحابه، ج 1، ص 194.
3- همان، ص 46 ؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج 1، ص 284.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه