امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 1 صفحه 29

صفحه 29

شاء اللّه. زن پاسخ داد: در این صورت، خشم شوهرم بیشتر خواهد شد.

امیرمؤمنان(علیه السّلام) سرش را پایین انداخت و اندکی بعد فرمود: به خدا! حق مظلوم را بدون سستی بازستانم و بعد همراه زن به راه افتاد؛ تا به خانه او رسید. آن گاه فرمود: السلام علیکم. جوانی از خانه خارج شد. امیرمؤمنان(علیه السّلام) به او فرمود:

یا عبداللّه اتق اللّه فانک قد أخفتها وأخرجتها؛

ای بنده خدا! از خدا پروا پیشه کن؛ زیرا همسرت را ترسانده ای و از خانه بیرون رانده ای.

جوان گفت: به تو چه ربطی دارد؟ به خدا سوگند! به خاطر همین حرف تو، او را آتش می زنم.

امیرمؤمنان(علیه السّلام) فرمود:

آمرک بالمعروف واَنهاک عن المنکر تستقبلنی بالمنکر وتنکر المعروف؛

من تو را امر به معروف و نهی از منکر می کنم؛ تو در برابر من منکر دیگری مرتکب می شود و معروف را انکار می کنی؟

افرادی که از کوچه می گذشتند، بر امیرمؤمنان(علیه السّلام) سلام کردند و به او احترام گذاشتند. جوان از احترام گذاشتن مردم، حضرت را شناخت و از کار خود پشیمان شد و گفت: ای امیرمؤمنان! اشتباه مرا ببخش! به خدا سوگند! در مقابل همسرم همچون زمینی آرام خواهم بود؛ تا پا بر روی من بگذارد.

امیرمؤمنان(علیه السّلام) شمشیر خود را غلاف کرد و فرمود: ای کنیز خداوند! به منزل برو و همسرت را به این کارها مجبور نکن. (1)

درون آتش رفتن

در مقابل رهبران الهی، مدعیان دروغین، هماره در صدد سوء استفاده و اغفال ساده دلان بوده اند. یکی از این مدعیان دروغین، عبداللّه فرزند امام صادق(علیه السّلام) بود که در مقابل امام موسی بن جعفر(علیه السّلام) ادعای امامت کرد. آن حضرت برای هدایت


1- بحارالانوار، ج 41 ، ص 57.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه