امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 1 صفحه 68

صفحه 68

پیامبر(ص) و فاطمه زهرا(س)

اشاره

امام باقر(علیه السّلام) می فرماید: چون رسول خدا(صلّی الله علیه و آله ) آهنگ سفر می کرد، آخرین فردی را که با وی خداحافظی می کرد، فاطمه(علیهاالسّلام) بود و چون از سفر بازمی گشت، ابتدا به خانه فاطمه(علیهاالسّلام)می رفت. یک بار که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله ) به سفر رفت، علی(علیه السّلام) مقداری از حقوق خویش را - که از غنیمت به دست آورده بود - به فاطمه(علیهاالسّلام) داد. حضرت زهرا(علیهاالسّلام) با آن پول، دو دستبند سیمین و یک پرده تهیه کرد و پرده را بر در خانه اش آویخت. وقتی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله ) از سفر بازگشت، وارد مسجد شد و مثل همیشه به خانه فاطمه(علیهاالسّلام) رفت. فاطمه(علیهاالسّلام) مشتاقانه به طرف حضرت شتافت؛ ولی ناگهان چشم رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله ) به النگوی سیمین و پرده افتاد؛ سپس در مسجد نشست و به خانه فاطمه(علیهاالسّلام) وارد نشد و نقل شده که آثار خشم و ناخرسندی در چهره رسول خدا(صلّی الله علیه و آله ) هویدا بود.(1)

فاطمه(علیهاالسّلام) گریان و غمگین شد و گفت: تاکنون هرگز پیامبر(صلّی الله علیه و آله ) با من چنین رفتار نکرده بود.

پس حسن و حسین(علیهماالسّلام) را خواست؛ پرده را کَند و النگوها را از دست بیرون آورد و پرده را به یکی و النگوها را به دیگری داد و فرمود: نزد پدرم بروید و سلام مرا به او برسانید و بگویید که ما پس از رفتن شما، کار تازه ای جز همین - خرید النگو و پرده - انجام نداده ایم، اکنون هر چه می خواهید، با آنها انجام دهید.

چون امام حسن و امام حسین(علیهماالسّلام) خدمت پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله ) رسیدند و این سخن را به آن حضرت رساندند، پیامبر(صلّی الله علیه و آله ) آنان را بوسید و در آغوش گرفت و بر روی زانوی خود نشانید؛ سپس دستور داد آن دو النگو را بشکنند و قطعه قطعه کنند و اهل صفّه - گروهی از مهاجران که سرپناه و اموالی نداشتند - را فراخواند و آن پاره های نقره را بین آنان تقسیم کرد و به کسانی که برهنه بودند، قطعاتی از


1- بحارالانوار، ج 43 ، ص 20 و 83.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه