امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 1 صفحه 86

صفحه 86

آماده و شنوندگانی مهیا نبودند؛ بلکه در هر موقعیتی که این وظیفه ایجاب می کرد و زمینه ای برای پذیرش فرمان های الهی به وجود می آمد، نسبت به آن اقدام می کردند که نمونه هایی از این موقعیت ها را از نظر می گذرانیم:

الف. نهی از منکر در زندان

وقتی حضرت یوسف در زندان مصر بود، دو نفر از هم بندان او نزدش آمدند و تعبیر خواب خود را از او پرسیدند. وی از موقعیّت پیش آمده استفاده کرده، بحثی عقیدتی را با آنان مطرح کرد و آنان را از شرک باز داشته، به توحید فرا خواند و فرمود:

(یا صاحَبِی السِّجْنِ أأرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ اَمِ اللّه ُ الواحِدُ الْقَهّارُ)؛ (1)

ای دو هم بند من! آیا خدایان متفرق بهترند یا خداوند یکتای قهّار.

ب. امر به معروف در لشکرگاه

امیرالمؤمنین(علیه السّلام) در لشکرگاه و هنگام کوچ سربازانِ برای نبرد، با سخنانی زیبا، فصیح و عمیق، آنان را بسیار به نماز خواندن و مواظبت بر اوقات آن، سفارش کرد و آثار مثبت آن را در شخصیت افراد و نیز آثار اخروی آن را بیان کرد؛ سپس به تشریح اهمیت زکات پرداخت و افراد را به پرداخت به هنگام آن سفارش کرد و در پایان با بیان عظمت وظیفه امانت داری، آنان را به انجام این فریضه الهی، امر کرد. (2)

ج. امر به معروف در بازار

امیرالمؤمنین(علیه السّلام) هنگام عبور از بازار نیز با خواندن آیات الهی، سعی داشت مردم را از منکرات بازدارد. مردی به نام ذاذان می گوید:

انّه کان یمشی فی الاسواق وحده وهو ذاک یرشد الضال ویعین الضعیف


1- یوسف، آیه 39.
2- نهج البلاغه، خطبه 190.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه