امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 2 صفحه 120

صفحه 120

صورت گری و نقاشی، نمایش و تئاتر، فیلم و تصویر، داستان نویسی، طنز و طراحی، سلاح هایی هستند که می توان با آنها پیام توحید و انسانیت را در لایه های عمیق شخصیت انسان، جایگزین کرد.

آنانکه در پی امر به معروف و نهی از منکرند، باید بدانند که هدف از امر به معروف و نهی از منکر، تنها ادای یک تکلیف و بیان یک سخن به هر صورت و به هر شکل نیست؛ بلکه، هدف از بین بردن منکر و ایجاد معروف است. پس باید این سخن و پیام را در لفافه ای از هنر پیچید؛ تا جان و ذهن مخاطب را در اختیار گیرد و ریشۀ درخت تباهی را در مزرعۀ جان وی بخشکاند. پیامی که در نهایت صحت و استحکام باشد، اگر با بی هنری ادا شود، نه تنها منکری را برطرف و معروفی ایجاد نمی کند، بلکه منکر می آفریند و معروف می برد، اینگونه امر به معروف و نهی از منکرهای بیگانه از لطافت و ظرافت هنری، انسان را به یاد این داستان می اندازد که مولوی در مثنوی خویش آورده است:

یک موذن داشت بس آواز بد

در میان کافرستان بانگ زد

چند گفتندش مگو بانگ نماز

که شود جنگ و عداوت ها دراز

او ستیزه کرد و پس بی احتراز

گفت در کافرستان بانگ نماز

خلق خائف شد زفتنه عامه ای

خود بیامد کافری با جامه ای

شمع و حلوا با چنان جامه لطیف

هدیه آورد و بیامد چون الیف

پرس پرسان کین مؤذن کو کجاست

که صلا و بانگ او راحت فزاست

هین چه راحت بود زآن آواز زشت

گفت کاوازش فتاد اندر کنشت

دختری دارم لطیف و بس سنی

آرزو می بود او را مؤمنی

هیچ این سودا نمیرفت از سرش

پندها می داد چندین کافرش

در دل او مهر ایمان رسته بود

همچومجمه بوداین غم من چوعود

در عذاب و درد و شکنجه برم

که بجنبد سلسلۀ او دمبدم

هیچ چاره می ندانستم در آن

تا فرو خواند این مؤذن آن اذان

گفت دختر چیست این مکروه بانگ

که بگوشم آمد این دوچار دانگ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه