امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 2 صفحه 51

صفحه 51

میهمان آن حضرت بود و برای همیشه از سرسپردگان و دلدادگان آن حضرت شد .(1)

2. خویشاوند ناآگاه

یکی از شگردهای دشمنان اهلبیت(علیهم السّلام) برای مبارزه با آنان، تحریک افرادی از نزدیکان و خویشاوندان آنان، برای مبارزه و تبلیغات بر ضد آنان بود؛ تا مردم از زبان این خویشاوندان فریب خورده، اهانت و افترا نسبت به آن بزرگواران را بشنوند.

دشمن از این شیوۀ پلید، دو استفاده می کرد؛ اول اینکه مردم با این تصور که شاید در پس پرده خبری هست که خویشان اهلبیت با خبرند و ما بی خبریم، به آنان بدبین شوند و دوم آنکه شاید ائمه(علیهم السّلام) با این خویشاوندان بد زبان و بدگو، درگیر شوند که در این صورت نیز اختلاف در میان بنی هاشم، به نفع دشمنان تمام میشد.

پیشوایان معصوم(علیهم السّلام) با توجه کامل به این توطئه دشمن، همواره سعی می کردند این توطئۀ خطرناک را خنثی کنند و برای خنثی کردن این توطئه، گاهی با مبارزۀ منفی با این افراد بدگو و فریب خورده، آنان را به راه صلاح باز می آوردند و یا جلو زیان و تخریب آنان را می گرفتند و در اکثر موارد هم با اظهار محبت و گذشت از خطاهایشان، آنها را امر به معروف کرده، به خیر و صلاح دعوت می کردند.

محمد بن جعفر می گوید: یکی از بستگان امام سجاد(علیه السّلام) نزد آن حضرت آمد و به آن حضرت سخنان درشت و اهانت آمیز بسیاری گفت. امام(علیه السّلام) در پاسخ او، تنها سکوت کرد. فرد بدگو که منتظر بود امام(علیه السّلام) نیز مانند او به بدگویی و بدزبانی بپردازند و به اصطلاح، فحاشی او را تلافی کند و او نیز به این عمل زشت و پلید خود ادامه دهد، وقتی با کمال شگفتی سکوت کامل امام(علیه السّلام) را دید، ناچار از مجلس بیرون رفت.


1- بحار الانوار، ج 43 ، ص 344.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه