امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 2 صفحه 63

صفحه 63

زیارت حضرت حمزه و گریه بر او

جنگ احد با همه فراز و نشیبها و حوادث شگفتش به پایان رسید و مسلمانان پس از دفن بدن های مطهر شهیدان، به شهر مدینه بازگشتند. هر خانواده ای به یاد شهید خویش، مجلس عزایی بر پا نمود و جلسه ای تشکیل داد. یکی از این شهیدان، حمزه، عموی بزرگوار پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله ) بود که کسی برای او مجلس عزایی تشکیل نداده بود.

پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله ) از کنار خانه های بنی اشهل و بنی ظفر عبور کرد و صدای گریۀ زنان آنها را در ماتم شهیدانشان شنید. چشم های رسول خدا(صلّی الله علیه و آله ) پر اشک شده، صدای گریۀ او بلند شد و فرمود: «و امّا حمزه فلا بواکی له»؛ عمویم حمزه، گریه کننده ندارد و کسی بر او ناله نمی کند.

این گلایۀ رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله ) را سعد بن معاذ و اسید بن حضیر شنیدند و با شتاب به میان مردم رفته، همگی را از گریه باز داشتند و گفتند: همه به محضر فاطمه(علیهاالسّلام) بشتابید و بر عمویش حمزه بگریید و او را تسلی دهید و پس از گرامی داشت یاد حمزه، بر شهیدان خود گریه کنید.

پیامبر(صلّی الله علیه و آله ) در ادامۀ مسیر خود، وقتی از در خانۀ فاطمه(علیهاالسّلام) عبور کرد، صدای گریۀ زنان مدینه را شنید؛ پس آنان را دعا کرد و از این عمل آنان اظهار خرسندی کرد .(1)

دربارۀ زیارت حضرت حمزه(علیه السّلام) نیز از رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله ) روایت شده که فرمود: هر کس به زیارت من بیاید، ولی عمویم حمزه را زیارت نکند، بر من ستم روا داشته است .(2)

حضرت زهرا(علیهاالسّلام) برای زنده کردن این شیول نیک و سنت حسنۀ خود در هر هفته به زیارت شهدای احد می شتافت و در آنجا حوادث شگفت احد را برای


1- بحار الانوار، ج 20، ص 98.
2- قمی، سفینه البحار، ج 1، ص 238.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه