- سخن آغازین 1
- اشاره 3
- اشاره 7
- الف. برخورد تند 8
- اشاره 8
- 1. انفاق گر خطاکار 8
- 2. تأدیب وزیر گناهکار 9
- اشاره 12
- ب. قطع رابطهای شدیدتر 12
- 1. جنگ گریزان پشیمان 12
- 2. مدعیان ناآگاه 17
- ج. قطع رابطه همیشگی 19
- اشاره 19
- 3. فقیه کج اندیش 21
- 2. برادر خطاکار 21
- 4. انکارگر مرتد 22
- اشاره 28
- 1. فرزند شایسته 29
- 2. ارزشگذاری به عمل کفار 30
- 3. سخاوتمند مرتد 31
- 4. تشویق نامه 32
- اشاره 34
- 2. تهدید جاسوس 35
- 1. تهدید به آتش زدن خانه 35
- 3. تهدید به عذاب الهی 37
- 4. تهدید سهل انگار 38
- 5. شهروندان حق گریز 39
- اشاره 42
- 1. رعایت حقوق اجتماعی 43
- 3. استفاده از اجتماعات 44
- 2. دعوت به پرواپیشگی 44
- 1. ناسزاگوی پرخاشگر 49
- اشاره 49
- 2. خویشاوند ناآگاه 51
- 4. استاندار معزول 53
- 5. جنگجوی پشیمان 54
- 6. آتش افروز شکست خورده 55
- اشاره 57
- 1. گریه های سیاسی 57
- 2. یادآور کربلا 58
- 3. ثواب عزاداری 59
- 4. زیارت امام حسین علیه السّلام 61
- اشاره 62
- 5. گریستن بر شهیدان 62
- 6. نهی از منکر با گریه 64
- اشاره 67
- الف. پنهان کاری و سر نگه داری 68
- 1. افشاگری ممنوع 68
- 2. افشا نکردن شکرانه به سلامت ماندن 69
- 3. افشا نکردن پدر 70
- اشاره 71
- ب. لزوم افشاگری 71
- 1. افشای مردم گریزان 73
- 2. افشای همسایه بداخلاق 74
- 3. افشای مدعی پرواپیشگی 75
- 4. افشا و اصلاح توطئه گر 77
- الف. اصالت مدارا 79
- اشاره 79
- اشاره 79
- 1. انبیا و مدارا 80
- 2. فرستادگان تندخو 81
- 3. درخواست گر پرخاشجو 84
- 4. رفق و مدارا در هدایت گری 86
- 5. آسان گیری در نماز جماعت 88
- 6. مدارا با خویشتن 90
- ب. شدت و خشونت 90
- اشاره 90
- 1. خشونت در راه خدا 92
- 3. عاشقان گمراه 93
- 2. خشونت با فتنه گران 93
- 4. گناهکاران بی پروا 94
- 5. تسامح در عقیده هرگز 95
- 6. خشونت با اهانت گر 97
- اشاره 99
- 1. ارزش گذاری نهی از منکر 100
- 2. پشتیبانی از تبعیدی آزاده 102
- اشاره 102
- ابوذر در شام 105
- 3. طرفداری از قیام آمران به معروف 108
- 5. روحیه بخشی به قیام گران 109
- 4. پشتیبانی از قیام زید 109
- 6. رفع اتهام 111
- 7. پشتیبانی از معترضان بر ضد تباهی 112
- اشاره 118
- الف. هنر در راه هدایت 121
- اشاره 121
- نمونه های تأثیر قرآن 122
- ب. معصومین و استفاده از هنر 124
- 2. جنگ هنری 128
- اشاره 128
- ج. تشویق هنرمندان در مبارزه با منکرات 128
- 1. کوبنده تر از هر سلاح 128
- 3. دادخواهی با زبان هنر 129
- 4. شعری کوبنده در کنار کعبه 130
- 5. هنرمندترین شاعر عرب 133
- 7. امام صادق(علیه السّلام) و تشویق شاعر 135
- 6. امام باقر(علیه السّلام) و شاعر حق گرا 135
- 8. نجات دادن کمیت 136
- اشاره 137
- د. هنر داستان در خدمت امر به معروف 137
- دو گونه قصه 140
- و. دو گونه هنر 141
- ه. شعر متعهّد و غیرمتعهّد 141
- ی. هنرهای صوتی 142
امامت ما را نپذیرد؟ مرد گفت: فدایت شوم! به علت شدت ورع و پرهیزکاری و احتیاط.
امام فرمود: هنگامی که نزد او برگشتی، به او بگو: ورع و پرهیزکاری تو در آن شب، در کنار رود بلخ کجا بود و آنجا چرا پرهیز و احتیاط نکردی؟
مرد می گوید از محضر امام صادق(علیه السّلام) بیرون آمدم و به خانه رفتم و به برادرم گفتم: قصۀ آن شب در کنار رود بلخ چیست؟ برادرم گفت: چه کسی این قصه را به تو گفته است؟ من جریان ملاقات با امام صادق(علیه السّلام) را برایش گفتم. او گفت: این سحر و کهانت است. هرگز ممکن نیست کسی این سخن را بگوید: من گفتم: وای بر تو! آیا سحر و کهانت را به آن حضرت نسبت می دهی؟ برادرم پاسخ داد: پس او این جریان را از کجا می داند. به خدا سوگند! هیچ کس جز من و آن کنیزک و خدای ما از این جریان با خبر نیست.
گفتم: قصه و جریان چیست؟ گفت: من برای تجارت به ماوراء النهر رفته بودم و وقتی از کار تجارت فارغ شدم، تصمیم گرفتم به شهر بلخ مسافرت کنم. در راه با مردی همراه شدم که کنیزکی بسیار زیبا همراه داشت. شبانه از رود بلخ عبور کردیم و در کنار نهر بلخ، توقف کردیم. همسفر من گفت: با من اموال تو را محافظت می کنم و تو به جستوجوی غذا و آتش برو و یا تو نگهبان اموال من باش؛ تا من به طلب غذا و آتش بروم. من به او گفتم: من در اینجا محافظ اموال تو هستم. تو به جستوجو مشغول شو. وقتی مرد همسفرم به دنبال غذا و آتش رفت، من کنیزک را به بیشهای در کنار رود بردم و با او به عمل گناه مشغول شدم؛ سپس به محل اولیه برگشتیم. مرد همسفر پس از گذشت اندک زمانی، برگشت و غذایی را که آورده بود، خوردیم و خوابیدیم و پس از بیدار شدن، به سوی عراق حرکت کردیم و تاکنون هیچ کس از این جریان، آگاهی نداشته است. سخنان برادرم به پایان رسید؛ امّا اضطراب، تمام وجود او را فراگرفته بود. من او را دلداری دادم؛ تا آرامش پیدا کرد؛ سپس به تفکر پیرامون این معجزه و اخبار غیبی امام(علیه السّلام) پرداخت و سرانجام، به امامت امام صادق(علیه السّلام) معتقد شد و مذهب باطل خود را ترک کرد.