امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 2 صفحه 97

صفحه 97

الهی خویش و هدایت مردم و نهی از منکر خود ادامه داد و در این راه، کوچکترین نرمش و سستی به خرج نداد.

6. خشونت با اهانت گر

رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله ) هماره سعی داشت با تکریم و احترام امام حسن و امام حسین(علیهماالسّلام)، جایگاه و منزلت والای آنها را به مردم بشاساند. رفتار بسیار محترمانۀ رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله ) با این دو کودک و سخنانی که دربارۀ مقام والای آن دو بیان می کرد، موجب شد این دو بزرگوار در ذهن و حافظۀ امت اسلامی، جایگاه بسیار بلند و رفیعی به دست آورند.

امویان هماره در آتش حسد این همه والایی و احترام و عظمت می سوختند و آنها را بزرگترین مانع بر سر راه اهداف سیاسی شوم و پلید خود می دانستند. از این رو، سعی می کردند با شیوه های مختلف و متنوعی این منزلت والا را مخدوش کرده، آنان را از این قلۀ رفیع منزلت و عظمت، پایین آورند. آنان با اهانت های علنی به امیرالمؤمنین(علیه السّلام) و فرزندانش، سعی می کردند ضمن تحقق این هدف، راه را برای مقاصد شوم خود هموار کنند و نیز عقده های شخصیتی خود را ارضا نمایند و به همین جهت، گاه و بیگاه و به بهانه های گوناگون، سعی در اهانت و تحقیر آنان می نمودند.

روزی حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السّلام) با مروان روبه رو شد. مروان رو به حضرت امام حسین(علیه السّلام) کرد و گفت: تنها افتخار شما آن است که دختر زادۀ پیامبرید و اگر همین افتخار نبود، دیگر شما به چه چیز فخر می فروختید.

حضرت ابا عبدالله(علیه السّلام) که از بازوانی قوی و نیرومند برخوردار بود، جلو رفته، گلوی مروان را گرفت و با شدت فشرد و آن گاه دستار وی را به گردن انداخته، آن را محکم به گردنش پیچید، به گونه ای که مروان از شدت فشار و ترس از هوش رفت و آن گاه او را رها کرد و بعد رو به حاضران کرد و گفت: شما را به خدا سوگند می دهم که اگر من راست می گویم، مرا تصدیق کنید. آیا کسی از من و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه